خرید بک لینک

جشن تولد رویا نونهالی

همکاران رویا نونهالی در صحنه ای غافلگیرانه جشن تولد این بازیگر را سر تمرین تئاتر و بر روی سن جشن گرفتند.

رویا نونهالی ، همسر ، جشن تولد

جشن تولد رویا نونهالی کنار همکارانش

رویا نونهالی متولد ۲۴ بهمن ۱۳۴۱ در تهران می باشد. وی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایران است. اصلیت وی به روستای تاکر از توابع بخش بلده شهرستان نور در استان مازندران بر می گردد. نونهالی دارای تحصیلات در رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است.

رویا نونهالی و همسرش ، جشن تولد ،  بازیگر زن

عکس رویا نونهالی و همسرش

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 23:46

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 23:46

عکس های جدیدی توسط کیم کارداشیان منتشر شده است که نشان می دهد او رنگ موهایش را روشن کرده است.

عکس های جدید کیم کارداشیان

کیم کارداشیان بازیگر هالیوودی با ظاهر جدیدی دیده شد.

کیم کارداشیان که ۳۵ سال سن دارد بار دیگر رنگ موهایش را تغییر داده و به رنگ بلوند درآورده است.

در ادامه عکس های جدید کیم کارداشیان را مشاهده می کنید.

ظاهر جدید کیم کارداشیان

ظاهر جدید کیم کارداشیان

عکس جدید کیم کارداشیان با موهای روشن

عکس جدید کیم کارداشیان با موهای روشن

تغییر چهره کیم کارداشیان با موهای روشن

تغییر چهره کیم کارداشیان با موهای روشن

تهیه و ترجمه:گروه سرگرمی فان مد
اختصاصی فان مد

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 23:46

در دیدار پرسپولیس و سایپا تبلیغات انتخاباتی یک نماینده مجلس بین هواداران پرسپولیس پخش می شد.

تبلیغات انتخاباتی جالب یک نماینده مجلس:

در دیدار پرسپولیس و سایپا که روز پنجشنبه(دیروز) در ورزشگاه آزادی برگزار شد، تبلیغات جالب یکی از کاندیدهای مجلس شورای اسلامی بین تماشاگران پرسپولیس پخش می شد. این تبلیغ شامل کارت تبلیغاتی این کاندیدا بود که روی آن عکس و نام این کاندیدا نقش بسته بود و پشت کارت هم عکس تیمی پرسپولیس تهران وجود داشت.

تبلیغات انتخاباتی جالب یک نماینده مجلس در ورزشگاه آزادیتبلیغات انتخاباتی جالب یک نماینده مجلس در ورزشگاه آزادی
عکس تبلیغات انتخاباتی جالب یک نماینده مجلس در ورزشگاه آزادیعکس تبلیغات انتخاباتی جالب یک نماینده مجلس در ورزشگاه آزادی

تهیه و تدوین: گروه ورزشی فان مد
اختصاصی فان مد/ نیما ایوبی

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 19:14

جشن تولد رویا نونهالی

همکاران رویا نونهالی در صحنه ای غافلگیرانه جشن تولد این بازیگر را سر تمرین تئاتر و بر روی سن جشن گرفتند.

رویا نونهالی ، همسر ، جشن تولد

جشن تولد رویا نونهالی کنار همکارانش

رویا نونهالی متولد ۲۴ بهمن ۱۳۴۱ در تهران می باشد. وی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایران است. اصلیت وی به روستای تاکر از توابع بخش بلده شهرستان نور در استان مازندران بر می گردد. نونهالی دارای تحصیلات در رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است.

رویا نونهالی و همسرش ، جشن تولد ،  بازیگر زن

عکس رویا نونهالی و همسرش

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 19:14

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 19:14

در دیدار پرسپولیس و سایپا تبلیغات انتخاباتی یک نماینده مجلس بین هواداران پرسپولیس پخش می شد. تبلیغات انتخاباتی جالب یک نماینده مجلس: در دیدار پرسپولیس ...

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 15:31

جشن تولد رویا نونهالی

همکاران رویا نونهالی در صحنه ای غافلگیرانه

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 15:31

دختری ۱۲ ساله با لباس عروسی سفید در کنار مردی مسن ایستاده است. آن مرد همسن پدربزرگ این دختر است و این دو در کنار ...

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 12:47

فیلم «مردی روی ماه» به نویسندگی و کارگردانی اشکان شاپوری در روزهای پایانی مراحل فنی قرار دارد. مردی روی ماه با بازی سحر قریشی تدوین ...

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 11:40

به دنبال واژگونی یک دستگاه خودرو سواری در بلوار ارتش یک نفر از شهروندان جان خود را از دست داد. واژگونی یک دستگاه خودرو سواری ...

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 11:40

.لطفا متن زیر را کپی و در تلگرام استفاده نمایید Chael: @MySeemorgh اقتدا به سیدحسن خمینی در جشن تکلیف دختران+عکس http://seemorgh.com/news/politics/287427-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1/?utm_campaign=appsocial&utm_medium=telegramposts&utm_source=chaeltelegram

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 11:40

همین چندماه پیش بود که به بهانه اکران فیلم «یحیی سکوت نکرد» به کارگردانی کاوه ابراهیمپور مقابل فاطمه معتمدآریا نشستهبودم و دلایل او را برای همکاری با کارگردانهای تازه کار و به اصطلاح فیلم اولی میشنیدم.

مصاحبه با معتمدآریا, احمد حامد و مرتضی فرشباف درباره فیلم بهمن

همین چندماه پیش بود که به بهانه اکران فیلم «یحیی سکوت نکرد» به کارگردانی کاوه ابراهیمپور مقابل فاطمه معتمدآریا نشستهبودم و دلایل او را برای همکاری با کارگردانهای تازه کار و به اصطلاح فیلم اولی میشنیدم. حالا دوباره مقابلش نشستهام و این بار به جمع ما مرتضی فرشباف کارگردان جوان فیلم«بهمن» و احمد حامد بازیگر این فیلم و همسر فاطمه معتمدآریا هم پیوستهاند.

781663_589.jpg

فرشباف خیلی جدی در همان اوایل گفتوگو میگوید که اگر خانم معتمدآریا پیشنهاد بازی در این فیلم را قبول نمیکرد، احتمالا «بهمن» ساخته نمیشد و احمد حامد هم که بیشتر او را بهعنوان فیلمنامهنویس و تهیهکننده میشناسیم هم تاکید میکند بازیگر نیست و فقط قبول کرده که دراین فیلم باشد.

فاطمه معتمدآریا که این روزها بیشتر او را در فیلمهای نسل جدید کارگردانهای سینمای ایران میبینیم،خیلی دقیق جایگاه و مَنش همکاری یک بازیگر باتجربه را با یک گروه جوان ترسیم میکند و…..البته حرفهای دیگری که بهتر است خودتان بخوانید.

ابتدا و برای شروع صحبتها بد نیست از دلایل این همکاری بگویید.آقای فرشباف شما اول درباره چرایی انتخاب خانم معتمدآریا صحبت کنید تا بعد دلایل دوستان دیگر را هم بشنویم.

مرتضی فرشباف: فیلمنامههایی مانند فیلم «بهمن» خیلی متکی به بازیگر است. حتی یک بخشهایی از فیلمنامه با اتکا به توانایی بازیگر حذف شدهاست تا او بتواند جاهای خالی فیلمنامه را پر کند. به همین دلیل اگر خانم معتمدآریا قبول نمی کردند، احتمال ساخته نشدن فیلم خیلی زیاد بود.

در واقع از همان ایده اولیه انتخاب ایشان را در ذهن داشتید.

فرشباف: بله. در نسخهای که در دفتر آقای نوروزبیگی شروع کردیم، انتخابمان خانم معتمدآریا بود و من چون انتخاب دومی نداشتم، خیلی مضطرب و نگران بودم. چرا که اگر ایشان بازی در فیلم را قبول نمی کردند،شرایط خیلی پیچیده میشد.

شما هم میدانستید که اگر قبول نکنید این فیلم ساخته نمیشود.

فاطمه معتمدآریا: روزی که مرتضی فرشباف فیلمنامه را برایم آورد با این که گل خیلی خوشگلی را هم همراه داشت و گویا برای پیدا کردن گلفروشی اطراف خانه ما خیلی گشته بود اما در این فاصله که منتظر آمدن او بودم و خب دیر هم کردهبود، پیش خودم فکر کردم،جوانی است که بعید میدانم با او همکاری کنم.

چون من به وقت و قرار و سرموقع رسیدن خیلی حساس هستم. ولی بعد که وارد شد، سلیقه او را در گیاهی که برایم آوردهبود،دیدم، بعد هم که شروع به حرف زدن کرد،به این نتیجه رسیدم، مگر میشود از همکاری با چنین جوانی صرفنظر کرد.

از قبل شناختی از او داشتید.

معتمدآریا: میدانستم فیلم «سوگ» را ساختهاست و در جشنواره کن با هم فیلم دیده بودیم اما به لحاظ شخصی دریافتی از او نداشتم.البته بعدها فهمیدم که پشتوانه خانوادگی و حرفهایاش چقدر برایم آشنا بوده و انگار از قبل او را میشناختم، اگرچه برخورد مستقیمی با هم نداشتیم. برای اولین بار است که به این نکته اشاره میکنم.

در همان جلسه اول وقتی با او صحبت میکردم، پیش خودم میگفتم هرچه بخواهد بسازد، قبول میکنم چون در حرفهایش صداقت و سلامت؛ به همراه یک شعور وافر بود. خب از کارگردانی که میخواهی با او همکاری کنی، انتظاری جز اینها نداری.

درواقع اگر کارگردانی این سه ویژگی را داشته باشد، نداشتن هر خصیصه دیگری مهم نیست و داشتههای دیگری هم جز این ویژگی به درد منِ بازیگر نمیخورد. بعد فیلمنامه را خواندم و قرارشد درباره آن با هم صحبت کنیم.

فرشباف: راستش خوان خیلی سختی بود. در واقع مرحله پر استرس دیگر برای من همین خواندن سناریو بود.

معتمدآریا: طبیعی است که در این سالها همیشه با احمدحامد به عنوان یک فیلمنامهنویس مشورت میکنم. در واقع خدا او را دم دست من گذاشتهاست. در مرحله خواندن به یک سری اشکالات در قصه رسیدیم که دربارهاش با مرتضی چندین بار صحبت کردیم.

در آن مرحله بازی آقای حامد در این فیلم قطعی شدهبود؟

781664_393.jpg

معتمدآریا:نه فقط زمزمههایی بود.

فرشباف: من فقط از خانم معتمدآریا پرسیده بودم، فکر میکنید اگر چنین پیشنهادی باشد، ایشان قبول میکنند.

معتمدآریا: وقتی سناریو را خواندم، احساس کردم، خیلی از نکات آن بر موقعیت اجتماعی و فعالیتهای احمد منطبق است. اما اگر احمد این نقش را بازی نمیکرد، برای من بهتر بود، چون هیچ مسئولیتی در قبالش نداشتم.

ولی مرتضی این پیشنهاد را داشت و من هم بر اساس فکر و ایده او این پیشنهاد را با احمد در میان گذاشتم و به او گفتم مرتضی یک کارگردان جوان و باشعور و فهمیده است و اگر تو کمک نکنی پس که به او کمک کند و خلاصه کمی احساساتش را قلقلک دادم و کار را شروع کردیم.

حامد: ماجرای احساسات را قبول ندارم(با خنده). من بازیگری را دوست ندارم و واقعا گیر کردم.

یعنی به رودربایستی افتادید؟

حامد: نه ولی وقتی اصرار شد، قبول کردم که بازی کنم، البته بازی که نه، در فیلم باشم. البته در مورد فیلمنامه خیلی صحبت کردیم، البته نه به عنوان کسی که میخواهد در فیلم بازی کند…

فرشباف:بازنویسیهای یکی مانده به آخر خیلی خوب بود.

حامد: اما فایده نداشت.

چرا؟

حامد:چون کارگردانها دلبسته تصویری میشوند که در ذهن دارند و کَندن آنها از این تصویر خیلی دشوار است. من چنین تجربهای را نه با مرتضی بلکه با کارگردانهایی که دوستم هستند و فیلمنامههایشان را به سیمین میدهند هم داشتهام.

تغییر برایشان دشوار است.

حامد: چون ذهنیت خودشان را خیلی قبول دارند و نهایت تاثیری که بشود گذاشت در تغییر برخی جملات است.حالا نه این که آنچه من میگویم، خیلی درست است و باید اجرا شود نه. بیشتر مقصودم نگاه کارگردانها است و شاید این ویژگی سینمای ما است که بیشتر کارگردانها نویسنده فیلمنامه فیلمشان هستند و از ابتدا با آن تصویر زندگی میکنند.

این نکته هم میتواند مفید و هم مضر باشد.به هرحال من حرفم را میزنم، چه تاثیر داشتهباشد، چه تاثیر نداشتهباشد که غالبا دومی صادق است. البته مگر این که کارگردان فیلمنامه را ننوشته باشد و وابستگی کمتری به آن داشته باشد.

781667_516.jpg

خب آقای فرشباف شما درباره انتخاب آقای حامد بگویید.

فرشباف: روزی که آقای حامد را دیدم فکر کردم چقدر خوبند و چقدر شبیه ریچارد گیر هستند. فکر میکردم، چقدر خوب میشود بازی در فیلم را قبول کنند. با بدبختی فیلم «کارگران مشغول کارند» را پیدا کردم و دیدم خیلی در فیلم روان و راحت هستند.

از ابتدا برای نقش مقابل خانم معتمدآریا به یک چهره کمتر شناخته شده فکر می کردید.

فرشباف: این نکته را در ذهن داشتم. با توجه به اهمیت کاراکتر خانم معتمدآریا در فیلم و ارتباطی که با اطرافیانش داشت،دوست داشتم همه آنها صورتهایی باشند که شناسنامه سینمایی خیلی آشنایی ندارند.

چون در فیلم هم ما تکیه زیادی روی صورت خانم معتمدآریا داریم، و دلم نمی خواست حواس تماشاگر به نکته دیگری یا چهره دیگری جذب شود و میخواستم این پروسه بیخوابی روی او کاملا تاثیر بگذارد. در مورد بازیگران دیگر هم همینطور. خانم اسماعیلی را که نقش شخصیت شطی را بازی می کند، خانم معتمدآریا پیشنهاد دادند و خیلی استقبال کردم.

درباره آن پیشنهادها و تغییراتی که گویا چندان هم به آنها توجه نکردید، صحبت میکنید؟

فرشباف: درحقیقت الان که از فیلم فاصله گرفتم نسبت به نکاتی که آقای حامد گفتند آگاهتر شدهام. به هرحال تا زمانی که درگیر ساخت فیلم هستی، یک مالکیت احساسی هم نسبت به آن داری. اما الان حتی تماشای فیلم برایم راحت نیست. برای همین حالا خیلی از حرفهای آقای حامد را بهتر درک میکنم.

مخصوصا در فصل اول که ایشان میگفتند کجاها باید قلابهایی گذاشته شود تا تماشاگر را بیشتر درگیر داستان کند. ایشان عقیده داشت اول فیلم یک چیزی کم دارد. خب الان این را میفهمم.

یا حتی در مورد کاراکتر خودشان و اینکه از یک جایی به بعد در فیلم از تیپ به یک شخصیت تبدیل میشود، حاصل پیشنهاد خود ایشان بود.در واقع پیشنهادهای آقای حامد فقط محدود به نقش خودشان نمیشد و بخصوص در دیالوگنویسیها خیلی به واقعی شدن آنها کمک می کرد.

چون به نظرم در دیالوگهای بخصوص پینگ پونگی شخصیتها، خیلی مهم است که رد فیلمنامهنویس گم شود و آقای حامد خیلی مسلط آنها را بازنویسی کردند.

خانم معتمدآریا شما چه پیشنهادهایی داشتید؟ اساسا چه وجهی از شخصیت هما برایتان جداب تر بود.

معتمدآریا:جذابیت این شخصیت برای من به دلیل مطرح کردن معضلات یک زن میانسال بود، معضلاتی که خود من هیچ کدام از آنها را نداشتم. درواقع اگر به خودم نزدیک بود، برایم جذابیتی نداشت. نقاط اشتراک شاید فقط در رفتارهای شغلی احمد یا علاقهمندیهای زندگی خصوصی احمد باشد، مثل نوشتن یا داشتن کارخانه روغن زیتون که خب خیلی شبیه زندگی احمد بود.

حامد: البته کاملا اتفاقی.

781672_370.jpg

معتمدآریا: دقیقا. مرتضی کاملا اتفاقی این ویژگیها را نوشتهبود و بعد با احمد شباهت پیدا کرد .پس برای اولین نکتهای که جذبم کرد، معضلات و تنهایی یک زن در میانسالی بود. راستش شاید یک ذره دور از عقل به نظر میرسد که یک پسر بیست و چندساله بیاید و درباره چنین مسالهای فیلم بسازد و به موضوعی آن قدر حیاتی و سنگین و بحرانی در یک دوره سنی بپردازد.الان همه دنبال موضوعاتی مثل اعتیاد و فرار و جنایت و… هستند.

معضلاتی که به چشم بیاید.

معتمدآریا: و شبیه پاورقیهای روزنامه باشد یا موضوع دراماتیک. برای همین موضوع خاص فیلم مرا جذب کرد.

و چقدر این کارگردان جوان به نظر شما توانسته، این بحران و تنهایی را واقعی ببیند.چون به قاعده چنین دنیایی نباید چندان برایش آشنا باشد.

معتمدآریا: اتفاقا برای مرتضی آشنا بود، چون بخشی از قصهها را از واقعیتهای پیرامون خودش گرفته بود. همین جا بگویم مرتضی جوانترین کارگردان و از باشعورترین کارگردانهایی است که تا بهحال با او همکاری کردهام. شاید نوشتن درباره چنین موقعیت بحرانیای سخت باشد اما مرتضی آنرا تجربه و حس کرده بود.

حتی در برخی سکانسهای مربوط به خانم شطی، مرتضی میگفت عین به عین شبیه مادربزرگم است. بنابراین وقتی این همه آشنایی با شخصیتهای فیلمنامه داشتهباشی، مسلما نمیتوانی راحت از دستشان بدهی.

781669_926.jpg

مرتضی چون خیلی جوان بود، نمیخواستم خیلی به او مسلط شوم. در حقیقت میخواستم با تکیه بر همان نیروی جوانی با ایدهها و پیشنهادهایم مخالفت کند، اگرچه دلم میخواست یک جاهایی هم آنها را بپذیرد اما به خودم اجازه نمیدادم، نظراتم را به او تحمیل کنم. او الان میگوید این جابهجاییها را متوجه میشوم، حالا شاید برای فیلم بعدیاش، بهتر پیشنهادها را بشنود.

فرشباف: یادم میآید در برخی صحنهها خانم معتمدآریا میگفتند این پنج صفحه میشود ۱۵ دقیقه در فیلم، پس برای این که مدت زمان فیلم زیاد نشود، دو صفحه را کوتاه کن اما من میگفتم فیلمبرداری میکنیم و بعدا دربارهاش تصمیم میگیریم.

همین باعث شد راف کات اولیه فیلم ما ۱۴۰ دقیقه بشود و همان جا من تازه به خودم آمدم. چون واقعا فکر میکردم در نهایت ۱۰۰ دقیقه بشود و در پروسه تولید این ۴۰ دقیقه اضافی اصلا شوخی نیست و همه میدانیم چه قیمتی دارد.

به قول وودی آلن، بازیگرها باید با سرعت دو ایکس راه بروند تا واقعی به نظر برسند و تجربه جالبم در بهمن این بود که ریتم ذهنی خود آدم چقدر با واقعیت متفاوت است. برای همین مجبور شدم کاراکتری را حذف کنم و شاخ و برگهایش را بزنم. حتی در مرحله صداگذاری خانم معتمدآریا و آقای حامد آمدند و دیالوگهایی را اضافه کردیم.

انتخاب بازیگری مانند خانم معتمدآریا، برای یک کارگردان جوان می تواند هم تاثیرات مثبت بسیاری داشته باشد و هم در مواردی آسیبهایی. همان طور که خود ایشان هم در صحبتهایشان اشاره داشتند، ممکن است یک بازیگری بخواهد تسلط پیدا کند و تعادل فیلم را به هم بزند. برای شما همکاری با ایشان چگونه بود؟

فرشباف:خانم معتمدآریا روز دوم که بعد از یک وقفه کاری سرصحنه آمدند، گفتند من از این جمع چهل نفری، فقط دونفر را میشناسم و این خیلی عجیب است چون تا بهحال نشده، سر فیلمی بروم و حداقل بیست نفر از عوامل را نشناسم و بعد گفتند چه بلایی سر این سینما آمده، چه نسلی عوض شده. کاملا فهمیدم ایشان در آن لحظه تحت چه فشاری هستند و خودشان را سپردهاند دست افرادی که اصلا شناختی از آنها ندارند.

اما در این میان یک نکته را هم خیلی خوب دریافتم و برای همین می گویم بدون خانم معتمدآریا این فیلم ساخته نمیشد. ما در سیستم برنامهریزی فیلم اصلا نیاز به آدمی نداشتیم که به قول معروف انگ نقش باشد. چون ما با توجه به وضعیت لوکیشنها مجبور به رج زدن فیلمنامه بودیم، یک صحنههایی در لواسان بود، یک بخشهایی در میگون و فرمانیه و یک بخش ساختمانی نیمه کاره در سعادت آباد.

علاوه بر این که ما شش مرحله گریم داشتیم و برخی روزها ایشان سه مرحله گریم می شدند. مثلا صحنههایی که مربوط به دقیقه دو و یا هشتاد فیلم بود را به فاصله دو ساعت جلوی دوربین می رفتند. وقتی در فیلم روند این بیخوابی را برچهره نقش میبینی، به این نتیجه میرسی که این فقط یک پروسه تکنیکال بازیگری است و ورای ساختن حس و لحظه است، یک تکنیک مطلق بازیگری که بتواند اینها را در هم ادغام کند به طوری که خدشهای هم به آنها وارد نشود و اینجا فهمیدم که چقدر نگاهم به بازیگری خام بوده و چه تکنیکها و موقعیتهایی وجود دارد که به مثابه سلاح بازیگر است و باعث میشود این روند درست اتفاق بیافتد .

معتمدآریا: و توهم خیلی قشنگ در مونتاژ همه چیز را جابهجا کردی.

فرشباف:اما مو لای درزش نمیرود. البته اینجا باید به طراحی گریم آقای میرکیانی و اجرای یاسمن محباهری هم باید اشاره کنم. کمتر بازیگری صورتش را در اختیار این فشار قرار میدهد. ما یک سکانس آسانسور داشتیم که در آن سرما خانم معتمدآریا برای این پلان چهاربار گریم شدند.

معتمدآریا:حالا در تکمیل این سوال میخواهم بگویم شاید کمتر بازیگری این شانس را داشته که از سیزده سالگی باورکند، میخواهد بازیگر بشود و یا اصلا از همان سیزده سالگی فکر کند که بازیگر است و روی صحنه تئاتر بازی کند.

پس وقتی تکلیفت با خودت روشن است،از جهان انتظار نداری که چیزی را برای تو بیافریند و این تو هستی که تلاش میکنی تا یک چیز تازهای به وجود بیاوری. پس این در آن سن و موقعیت شانس من بودهاست.

چند ماه پیش تقویم بازیگری من۴۰ ساله شد. چهل سال، به اندازه دو برابرعمر تعدادی از بچههایی است که الان دارند، کار میکنند. عین این چهل سال همیشه فکر کردم یک کسی باید مرا هدایت کند، من آدمی نیستم که به کسی فرمان بدهم، باید فرماندهی شوم.

معتمدآریا: نسل ما نیامد سوئیچ بنز بیندازد روی میز

این مساله را پذیرفتهاید.

معتمدآریا: پذیرفتهام و به آن اعتقاد دارم. من هرگزنمی خواستم جای مرتضی کارگردانی کنم. میخواستم فقط نکاتی که حداقل در مورد کار خودم می دانم، به او منتقل کنم اما خیلی جاها که مرتضی نوددرصد با فکر من مخالفت میکرد، آنچه او میخواست را با تمام توانم انجام می دادم.

فرشباف: این را واقعا درست میگویند.

یعنی حتی اگر نادرستی آنرا میدانستید.

معتمدآریا: بله خیلی جاها این گونه بود.در مواردی ایده و نگاه من به آن لحظه متفاوت بود ولی در نهایت آنچه مرتضی میخواست را انجام میدادم. این روند کمک میکند که فکر کارگردان یک دست جلو برود.

و تعادل فیلم حفظ شود.

معتمدآریا:دقیقا.حتی اگر به متوسط یا حتی بد شدن فیلم منجر شود که خوشیختانه در این فیلم اصلا این گونه نشد.در واقع بد و متوسط شدن فیلم بهتر از این است که فقط بازی یک بازیگری در فیلم خیلی خوب به نظر بیاید. خوب بازی کردن یک بازیگر در یک فیلم به تنهایی معنا ندارد، مگر این که همه عوامل فیلم خوب چیده شدهباشند.

در این فیلم گاهی اوقات حتی پرانرژیتر از گروهمان بودم که میانگین سنیشان سی سال بود. اما به اندازهای جلو میرفتم که گروه انتظار داشت، جلو برود و نمیخواستم از آنها جلو بزنم. درواقع مقایسه بازیگری که تجربه شصتم تصویراش را پشت سرمیگذارد با کارگردانی که فیلم دومش را میسازد،مطلوب نیست.

من به راحتی میتوانم جلوی او باشم اما قرار است ما اندازه هم باشیم. پس سعی کردم خودم را انداره مرتضی کنم و او هم سعی کرد خودش را اندازه ما کند و با هم روی یک خط راه رفتیم و هر اشکالی که وجود دارد، اشکال همه ما است. یعنی این میشود میانگین قدرتی ما در این فیلم.

فرشباف:خیلی مهم است که کارگردان در کنار بازیگر احساس امنیت و آرامش داشتهباشد و بتواند اولین ایدههایش را با او قسمت کند. در گروه ما فقط خانم معتمدآریا و آقای بهمنش تجربه کار طولانی در سینما را داشتند.

اما به گونهای برخورد میکردند که احساس میکردم، تمام آن تجربهها مال من است و فکر میکردم، آنها هم این پروژه را دوست دارند و این خیلی موضوع مهمی است.

معتمدآریا: همه بچهها از گریمورها، صدابردار و…کار برایشان دوست داشتنی بود. بهطور مسلم در کار به این سختی که هرکس فیلم را نگاه میکند، میفهمد که چقدر ساخت آن دشوار بوده، همه به هم کمک کردیم. عین یک زنجیر در کنار هم بودیم و این خیلی جذاب است.

فرشباف: ببینید ما با بحران برف شروع کردیم. همه جای ایران برف میبارید اما در منطقهای که ما بودیم چون هوا خیلی سرد بود، بارش نداشتیم.

برای همین برنامهریزی فیلمبرداری تابع پیشبینی بارش برف بود. مثلا چهار صبح در اخبار هواشناسی میدیدیم که سه ساعت دیگر برف میآید،منتظر میماندیم و برف نمیآمد و بعد در دمای منفی ۲۵ درجه با دستگاه برفu200dساز برف درست میکردیم و همه میلرزیدیم و پلان را در هتلی در میگون میگرفتیم.

خانم معتمدآریا هم به دشواری تولید فیلم اشارهای داشتند، این فضای برفی همهاش بازسازی شدهاست؟

فرشباف:نود درصد برف واقعی نبود. در واقع ترکیبی بود از سی جی، برف مصنوعی و برف طبیعی. ما برای هر پلان سه بار فیلمبرداری کردیم.

معتمدآریا:برای من این ترکیب شدن خیلی جالب بود. البته قبلا دیجیتال کارکرده بودم اما تجربهای در این ابعاد نداشتم.

حامد: مثلا ماشین ما برف پاککن نداشت و این برف پاککن بعدا اضافه شد.

فرشباف: این جنس ترکیب و تغییر پرسپکتیو برای اولین بار در ایران انجام شد.

معتمدآریا: آن برفی که از بالای ساختمان روی زمین میبینید همه نمک است، اصلا آن زمان بهار شدهبود و برفی در کار نبود.

حامد: پلان واقعی برف آن جادهای بود که ماشین در آن میرفت و برمیگشت و پلانهای مربوط به سگ.

فرشباف: حتی آن ایوان هم در جای دیگری فیلمبرداری و بعد با محل زندگی هما ترکیب شد.

معتمدآریا: نسل ما نیامد سوئیچ بنز بیندازد روی میز

از این فضا به عنوان تجربه دوم هراسی نداشتید؟ بخصوص که فیلم «سوگ» باید به لحاظ تولید خیلی متفاوت بودهباشد.

فرشباف: بله سوگ با پول توجیبی و یک گروه هفت، هشت نفره ساخته شد و درواقع این اولین تجربه من با پروداکشن و پیش تولید و …. محسوب میشود و البته بعید میدانم بعد از این دیگر بروم سمت چنین کارهای دشواری.

تهیه کننده را چطور پیدا کردید؟

فرشباف: راستش هنوز هم نمیدانم چرا آقای نوروز بیگی همراه ما شدند و خیلی به ما کمک کردند.البته پروانه ساخت فیلم سوگ هم به نام آقای نوروزبیگی است.خوشبختانه برای سوگ اتفاقهای خوبی افتاد …

به جشنواره ساندنس هم رفتید.

فرشباف:بله. در پوسان هم جایزه اصلی را گرفتیم.با سوگ به حدود بیست جشنواره رفتیم. من به هزینه لابراتوار ساندنس نه ماه آنجا ماندم و فیلمنامه «بهمن» را نوشتم. آقای نوروزبیگی هم در جریان بودند و بعد از نوشتن فیلمنامه علاقهمند به همکاری شدند. فکر میکنم سوگ و اتفاقهایی که برای آن افتاده بود، در جلب اعتماد ایشان موثر بود.

کمک مالی هم از سوی جشنواره ساندنس به شما شد؟

فرشباف: خود آقای نوروزبیگی طی صحبتهایی که با آنها داشتند، نخواستند، در واقع میخواستند مستقل باشند.

آقای حامد شما خیلی کم درباره فیلم صحبت کردید؟

مرتضی فرشباف: نگفتید اصلا فیلم را دوست دارید؟

احمد حامد: من بعد از انقلاب شاید سی یا چهل فیلم ایرانی بیشتر ندیدم. راستش نصف فیلمهایی که سیمین بازی کرده را هم ندیدهام.اوایل البته فکر میکردم، جشنواره فیلم فجر خیلی خوب است و باید برویم و فیلمها را ببینیم، در واقع سیمین میرفت و زورش میرسید مرا هم میبرد. اما بعد از مدتی خودش هم نرفت و من هم نرفتم. بنابراین خیلی نمیتوانم نظر کارشناسانهای داشته باشم.

اما بهمن به نظرم فیلم تروتمیزی است. در مورد بعضی فیلمها در همان سکانس اول از فیلم خوشت نمیآید و فضاسازیاش به نحوی است که از همان اول میگوید مرا نگاه نکن. اما وقتی فیلمنامه بهمن را خواندم، مشکلاتی داشت که الان هم در فیلم وجود دارد.در واقع به اعتقاد من، ساخت و بازیهای و کارگردانی فیلم به اتفاقاتی که در فیلم میبینیم، برتری دارد.

یعنی قصه فیلم خوب روایت نشده و این نکتهای است که از ابتدا به مرتضی گفتم. درواقع اگر یک جمله در فیلم تعریف میشد من راضیتر از سینما بیرون میآمدم. این جمله که «حرف حسابت چیه؟» وگرنه از نظر ساخت حتی در مقایسه با فیلمهای خارجی که آنها را زیاد میبینم، فضاسازی کاملا منطبق است با روابط آدمها در فیلم.

اما حرف فیلم،خیلی واضح نیست. مثالی میزنم، درفیلم «جاذبه» بعد از تمام چالشهایی که میبینیم، وقتی ساندرا بولاک به زمین میرسد، انتظار داریم زمین را ببوسد و اشک بریزد، اما با وجود همه جنگیدنهایش او را خوشحال نمیبینیم و انگار به ما میگوید این زمین خیلی هم ارزش جنگیدن برای زنده ماندن را ندارد، این برداشت شخصی من از فیلم است و به نظرم فیلم در انتقال این حرف موفق بود.

فیلم بهمن همه روابط و چالشها را نشان میدهد اما در هیچ کجای فیلم برداشت مشخصی از حرف فیلم به من منتقل نمیشود. ما به قصه عادت داریم و اساسا هرچقدر هم ادعا کنیم که متفاوت هستیم اما باز قصه را دنبال میکنیم. به همین دلیل میگویم حرف حساب فیلم را نگرفتم یا آنقدر ظریف گفته شده که عقلم به آن نرسیده یا در دلش گفته شده.

آقای فرشباف خیلی آرام گفتهاید؟

فرشباف: راستش ما بحثهای زیادی درباره تم و موضوع فیلم داشتیم و درباره نقاط مشترک این بحران میانسالی. حتما میدانید که یک بخشی از روابط فیلم را از رابطه مادر خودم با مادربزرگم گرفتم.

به هر حال فکر میکنم همیشه باید یک سوپاپ اطمینانهایی در فیلمنامه داشت تا زمانی که فضای فرمی فیلم نتوانست تم فیلم و اطلاعات قصه را بازگو کند،آن سوپاپ اطمینانها جبران کنند و تکلیف تماشاگر را روشن کند و آقای حامد هم روی این نقاط تاکید داشتند.

الان تماشاگر چهل، پنجاه دقیقه در فضایی پرسه میزند، حال اگر حوصله اش سربرود، دیگر نمیتوان او را به دیدن ادامه فیلم که اتفاقا میتواند تاثیر گذار باشد، تشویق کرد.

حامد: من میگویم نوع ساخت این فیلم توقع ما را از حرفی که میخواهد بزند، بالا میبرد. یعنی فکر میکنی که این فضا، این روابط، این بی خوابی و…به کجا منتهی میشود و چه میخواهد بگوید . تصویری که میبینیم تصویری جدی و پختهای است.

البته این را هم بگویم که همه چیز خیلی بهتر از آن است که در انتها حرف مزخرفی بزند. من جرات نمی کنم مثال ایرانی بزنم اما خیلی از فیلمها را تا انتها دنبال میکنی، گاهی اوقات حتی خیلی ماهرانه تا آخر تماشاگر را نگه میدارد اما در انتها هیچ دریافتی از فیلم نداری.

با این همه کدام صحنه فیلم را بیشتر دوست دارید؟

حامد: صحنه آخری که در بیمارستان با هم صحبت میکنیم را دوست دارم.

فرشباف: من آن صحنه دو تا دستها را خیلی دوست دارم.

فاطمه معتمدآریا: آن صحنه برای من هم عجیب بود. من برای خانم اسماعیلی خیلی احترام قائل هستم،ایشان یک خانم بسیار محترم و فهیمی هستند. برای آن صحنه مرتضی گفت میخواهم او را در رختخواب ورزش بدهید.جالب اینجاست که تمرینات ورزشی من در آن دوران، با دست بود.

بنابراین بدون آنکه عمدی داشته باشم، آن تمرینات که پراز مدیتیشن و تمرکز است با ایده مرتضی تلفیق و به صورت یک رابطه انسانی در فیلم متجلی شد. البته این ازتیزهوشی و راهنمایی مرتضی بود، که امکان پدید آمدن این صحنه را در آن فضا و شرایط فراهم کرد. ما این پلان را دوبار فیلمبرداری کردیم.

در آن صحنه وقتی هما شطی را هنگام تمرین و ورزش در آغوش میگیرد، در چشمهای خودم حیرتی را حس کردم از حجم مهری که با آن نیاز داشت.

هر دفعه هم که این صحنه را میبینم، زار زار گریه میکنم. شاید صحنه اشکانگیزی نباشد، اما تاثیرگذار است. کاری ندارم که من آنرا بازی کردم اما آن لحظه، لحظه درخشانی است.

فرشباف: و تنها صحنه فیلم است که به دور از سرمای درونی فیلم، ارتباط دو آدم را با هم میبینیم.

معتمدآریا: هما تا پیش ازاین لحظه، از برقراری ارتباط ابا دارد و حتی در صحنهای دوستش که نقش او را خانم مریم شیرازی با ظرافت بازی کرده، میخواهد دستش را بگیرد، اما او دستش را میکشد. برای همین است که میگویم این فیلم نیاز به تماشاگر صبوری دارد که این نکات ظریف را ببیند.

این جمله را هنگام اکران فیلم در جشنواره هم از شما شنیدهام.

شخصا فکر میکنم تماشاگر اگر خوراک خوب برایش فراهم شود و برای او شعور قائل باشیم، حتما برای دیدن این فیلمها به سینما میآید. من قبل از بهمن در دو، سه فیلم بازی کردهام که به جز «یحیی سکوت نکرد»، هنوز اجازه اکران نیافتهاند.

در آن فیلمها و حتی همین یحیی سکوت نکرد، تماشاگر باید صبر و تعمق کند. یحیی سکوت نکرد، در میان فیلمهای هنروتجربه فروش خیلی خوبی داشته و در نظر سنجیها هم رتبه خوبی دارد.

همین نشان می دهد ما اگر فیلمی به تماشاگر ارائه کنیم که تفکر برانگیز باشد، استقبال میکند. فیلم اگر خوب باشد، حتما میفروشد. بخصوص در این دوره که خوراک فکری مردم در سینما ضعیف است.اگر خوراک فکری خوب به آنها دهیم، استقبال میکنند. هیچ وقت فکر نمیکنم این فیلمها مخاطب خاص دارد، همهاش فکر میکنم مردم این فیلمها را دوست خواهند داشت.

ممکن است سلیقه خیلیها نباشد اما مردم این فیلمها را میبینند. چون یک استانداردی را رعایت میکند، در آن فحاشی بیمورد، بیاحترامی، تحقیر ارزشهای انسانی را نمیبینیم.

کارگردانش فیلمسازی را بلد است و فیلم دارای خصوصیات یک فیلم خوب است، حالا این فیلم ممکن است با سلیقه ما منطبق باشد یا نباشد. همه فیلمهای خوبی که در تاریخ سینما ساخته شده و میشود، لزوما با سلیقه ما همخوان نیستند ولی ما فیلم خوب را تحسین میکنیم و از دیدن این حجم شعورو زیبایی لذت میبریم.در مورد بهمن هم همین احساس را داشتم که مردم این فیلم را میبینند.

آقای حامد شما که تجربه تولید و تهیهکنندگی هم دارید، چه پیشبینی از تماشاگران این فیلم داشتید؟

حامد:الان معیارها خیلی تغییر کردهاست. در گذشته فیلم کودک خیلی خوب میفروخت یا فیلمهای اکشن اما الان میبینیم که در سینمای ما این فیلمها فروش چندانی ندارند و در مقابل فیلمهایی که ابعاد هنری دارند و حتی در جشنوارههایی مثل کن به نمایش درمیآیند، در داخل هم تماشاگر دارند و فروش میکنند.

اما جدا از این که برای فروش فیلم چه معیاری داریم، سینما نیاز به قصه دارد و پیچیدگی سینما در اینجاست که این قصه ساده را چگونه بیان کنیم و پرداخت آن را بلد باشیم. فیلم بسیار سادهای مثل «خانه دوست کجاست» مطمئنم اگر امروز اکران میشد، فروش خیلی بیشتری میکرد. تماشاگران امروز بخصوص جوانها ارتباطشان با سینما منطقیتر شدهاست.

فرشباف: و ارتباطشان با سینما واقعا بهروزاست. من بهعنوان کارگردان بعد از ساخت فیلم دوم هنوز آنقدر جاه طلبی دارم که همچنان به دنبال علائق شخصی باشم، البته علائق معتبری که بتوانم با تماشاچی قسمتش کنم.

برای پروژه سوم هم مسالهای که در زندگیام بوده، پیدا کرده و سعی کردهام، آنرا گسترش بدهم. این پروسه برایم خیلی لذتبخش است و مثل روان درمانی میماند که از میان تمام آنچه که به آنها فکر کردهاید، یک نکته را بیرون بکشی.

اما به هرحال تماشاگر در ذات سینما نقش دارد و دایره فیلم با تماشاگر است که بسته میشود. آقای بهرام توکلی که از فیلمسازهای محبوب من و خانم معتمدآریا هم هست، به من میگفت دستهبندی اشتباهی وجود دارد که یک تعداد فیلم مال مخاطب خاص است و بخشی هم برای سرگرمی.

فکر نکنم آن عده که میروند به دیدن فیلم تارکوفسکی برای زجر کشیدن به سینما بروند. آنها هم میروند سرگرم شوند اما جنس این سرگرمی متفاوت است. به همین دلیل به طور قطع مخاطبینی وجود دارند که با بهمن سرگرم شوند. من فان مدهایی از آدمهایی گرفتم که شاید خیلی اهل دیدن فیلمهای ایرانی نبودند اما ارتباطی عجیب با فیلم برقرار کردهاند.

معتمدآریا: پیش از گفتوگو برایت تعریف کردم، در شهر زنجان جوانی را دیدم که در یک تعمیرگاه ماشین کار میکرد. او به من میگفت سلیقه من فیلمهایی مثل یحیی سکوت نکرد، است. متاسفانه این ما هستیم که مردم را به عام وخاص تقسیمبندی میکنیم.

فرشباف: این سوتفاهمی است که همیشه سینمای ایران با آن درگیر است و هنوز این توهم وجود دارد که فلان کمدی حتما میفروشد.

معتمدآریا: چندی پیش تماشاگری یادداشتی برای من در اینستاگرام زیرعکس فیلم «عینک دودی» گذاشته بودند با این مضمون که این فیلم را امروز دیدم و فکر کردم کمدی الان چه معنی پیدا کرده و من چرا باید ویژگیهای تحقیر شده انسانی را به عنوان کمدی در فیلمها ببینم. از مدل شلوار تا حرکات سخیف برای ما شده کمدی.

فرشباف:البته این را بگویم که شانس آوردهام، گروه هنروتجربه وجود دارد. چون دراین شرایط اکران سینمای ما و تعداد زیاد فیلمهایی هم که ازگذشته در سینما نمایش داده نشدهاند، اکران فیلم من یک شانس است.

معتمدآریا: فکر میکنم من رکورددار اکران فیلمهایم در هنروتجربه بشوم، چون از این به بعد هم، فیلمهایی که بازی میکنم برای اکران در هنروتجربه مناسب هستند.

فرشباف: راستش نمایش فیلم در هنروتجربه به فیلم شخصیت میدهد. سوگ در سینماهای گروه ساندنس در آمریکا اکران شد یا در فرانسه. اما متاسفانه فیلمهایی نظیر سوگ در ایران فرصت اکران ندارند.

آن زمان به من میگفتند چون سوگ بازیگر ندارد، نمیتوانی اکرانش کنی چون کسی آن را نمیبیند. من از سال ۹۰ تا الان منتظر اکران سوگ هستم و جالب است فیلم دومم زودتر از فیلم اول اکران شدهاست. به همین دلیل پرونده سوگ هنوز برای من باز است.

اگر سوگ اکران می شد، بهمن چه تفاوتهایی میکرد.

فرشباف: الان با نمایش بهمن است که تازه میفهمم چه بار روانی با اکران فیلم از ذهن آدم برداشته میشود. تغییری که میگویید قابل پیشبینی نیست اما حتما تغییر میکرد. انرژی که از اکران فیلم میگیری، حتما در فیلم بعدی تاثیرگذار است. در حقیقت وقتی ارتباطت با تماشاگر قطع میشود، سرگردان میمانی. به هرحال تبعات روانی این مساله خیلی زیاد است.

معتمدآریا: برای من هم به عنوان یک بازیگر همین مساله در مورد فیلمهایی که اکران نمیشود، وجود دارد. من هیچ وقت نقشهایی که بازی کردهام را تکرار نمیکنم اما مثلا در فیلمی مثل «صد سال به این سالها» یک روندی را بازی کردم که دلم نمیخواهد جای دیگری آن را تکرار کنم اما تا آن را در ارتباط با مخاطب نبینم، برایم تمام نمی شود.

در مجموع اکران نکردن فیلمها، نسل خوبی را پرورش نمیدهد، با این حرکت متاسفانه یک عده آدم پر مساله و مدعی سینمای متفاوت و معترض میشوند. در حالیکه باید فیلم را نشان بدهیم، آن وقت این تماشاگر است که انتخاب میکند آن فیلم را ببیند یا نه .

ما حتی نمیتوانیم به تماشاگر بگوییم تحت تاثیر ابتذالی که در این فیلم هست قرارنگیر، او خودش انتخاب میکند که قرار نگیرد. به هر حال در ایران همه چیز با رعایت اصول ساخته میشود.

بنابراین حرکت هنروتجربه در اکران فیلمها بسیار ارزشمند است؛ مشروط بر این که سلیقه خاص خودش را حفظ کند نه نمایش آنچه سرند میشود، برای اکران عمومی. وقتی فیلمهای آقای عیاری و داودنژاد یا هر کارگردان که در سینما ما وزنهای است، به هنروتجربه میآید، یک بار مثبتی را به این گروه منتقل میکنند و در مقابل سینمای عمومی از این بار تهی میشود.

یعنی معتقدید به لحاظ کیفیت اکران تعادل باید بین سینمای بدنه و هنروتجربه برقرار شود.

معتمدآریا: دقیقا.

در این میان اما فیلمسازان حرفهای و باتجربه ما هم کمکاری میکنند و جای فیلمهای استاندارد،با سلیقه، سرگرمکننده و پرفروش در سینمای ما خالی است.

معتمدآریا: ما هشت سال عادت کردیم که به هم اعتماد نداشتهباشیم و با هم حرف نزنیم. این باعث شده، هرکدام جدا جدا حرکت کنیم و هرکسی با بهره ازعقل خودش. این ماجرا به چراغ راهنمایی میماند، اگر نباشد هرکسی راه خودش را میرود اما وقتی هست همه از آن پیروی میکنند. سینمای ما هم به یک قانون صحیح و اصولی نیاز دارد، قانون منع ابتذال.

اگر چنین قانونی باشد همه به هم نزدیک میشویم. سینمای بدنه و هنروتجربه نزدیک میشوند. هنروتجربه میتواند در یک سینما تک باقی بماند تمام دنیا هم فیلمسازان مهمی فیلمهایشان را در سینما تک نشان میدهند.

فرشباف: البته این را هم بگویم که ما تعداد فیلمسازان اولمان هم خیلی زیاد است.فکر نمیکنم در هیچ کجای دنیا سالی این تعداد فیلم اول ساز به سینما اضافه شود.

حامد: ما بعد از انقلاب ما یک گروه زیادی سینماگر تربیت کردیم، در دانشکدهها، مراکز آموزش فیلمسازی و… خب این عده بعد از فارغ التحصیلی نیاز به کار دارند. در تمام دنیا اغلب این افراد جذب تلویزیونهای خصوصی میشوند اما متاسفانه ما در ایران چنین امکانی را نداریم.

ناچار سراغ سینما میآیند. آن هم در شرایطی که تولید فیلم الان خیلی پیچیده شدهاست و وضعیت اقتصادی خوبی نیست. در این موقعیت شاید ما دیگر نتوانیم ستاره و سوپراستار در سینما داشتهباشیم.

خانم معتمدآریا در پایان میخواهم از شما بپرسم، طی چند سال اخیر بیشتر در فیلمهای کارگردانهای جوان و تجربهگرا حضور پیدا کردید، می دانم در طول سال پبشنهادهای سینمایی بسیاری از سینمای بدنه هم دارید اما چرا انتخابهایتان به این سمت رفتهاست؟

فرشباف: این سوال برای من هم پیش آمده، بخصوص که میدانم فیلمنامههای زیادی به شما پیشنهاد میشود….

معتمدآریا:راستش در این نزدیک به۶۰ فیلمی که بازی کردهام، کمتر میتوانید دو فیلم و نقش نزدیک به هم را پیدا کنید. من دنبال کار متفاوت میگردم. نمیخواهم نقشی مشابه کارهای قبلی یا نزدیک به خودم را بازی کنم. همیشه دنبال یک چالش جدید هستم. وگرنه به من بگویند بیا مشابه «گیلانه» را بازی کن، برای من خیلی آسان است.

حتی بعد از این فیلم، بیست فیلمنامه به من پیشنهاد کردند که نقشی شبیه شخصیت گیلانه داشت اما نپذیرفتم. در واقع قرار نیست کاری را که بلدم انجام دهم، بلکه می خوهم تجربه جدیدی داشته باشم. دلیل همکاریام با جوانها هم این است که جوانها ایدههای نو دارند.

از ابتدا هم معمولا با کارگردانهای فیلم اولی کار کردهام و این همکاری کمتر در فیلم دوم ادامه پیدا کردهاست. همه اینها دستاویزی است که خودم را همیشه تازه و بهروز نگه دارم. نکته دیگرهم این که این جوانها خودشان، خودشان را پرورش دادهاند. آنها مثل زمان آموزش من، سیستم نداشتند.

چند روز پیش من بعد از مدتها رفته بودم دیدن آقای انتظامی و ایشان مرتب پشت من میزدند و میگفتند بازی کردن تو را قبول دارم. به ایشان گفتم ما تربیت شده نسل شما هستیم و من خیلی متاسفم که نسل بعد از خودم را نتوانستم به انضباط نسل خودم تربیت کنم. من هم در این میان مقصرم، چون خودم را کنار کشیدم و نتوانستم کسی را شبیه و یا بهتر از نسل خودم پرورش دهم.

بنابراین بعضی از این نسل جوان ما خودشان تلاش کردهاند، آنی بشوند که هستند و این خودشان بودن واحد و استثنا است. برای همین وقتی یک جوانی مثل مرتضی میخواهد کار کند، با کله همکاریاش را میپذیرم.

مشروط به این که مطمئن باشم، سناریواش خوب است، دانش سینمایی دارد، بلند پرواز و جسور است و از همه مهمتر میتواند من افسار گسیخته را مهار کند و این آخری برایم خیلی مهم است، چون اصلا نمیتوانم با کارگردانی کار کنم که هرچه میگویم گوش میکند.

فرشباف: برای من تعصب خانم معتمدآریا از کار در سینما خیلی عجیب بود.

در هیچ شرایطی از یک سری مسائل کوتاه نمیآیند و اولویت برایشان شـأن حضور در سینماست. این نکتهای است که فکر کنم امروز در سینمای ما گم شدهاست، آن رگ گردن تعصب و غیرت و اینکه آنقدر به کارت متعهد باشی که در سختترین شرایط باز هم به آن فکر کنی.

خانم معتمدآریا یک روز ساعت پنج صبح با من تماس گرفتند و خبر فوت پدرشان را دادند، ایشان ساعت هشت صبح سرصحنه بودند و پلانی را گرفتیم که بالا سر خانم شطی میآیند و رادیو را کم میکنند. در چنین موقعیتهایی است که فکر میکنی، سینما شوخی نیست و هر کسی حق ندارد هرطور که میخواهد با آن برخورد کند.

معتمدآریا:نکتهای که شاید جایی تا بهحال دربارهاش صحبت نکردهام، این است که نسل من نیامدهاند از سینما چیزی به دست بیاورند.

ما نه نیاز داریم ،سوئیچ بنز بیاندازیم روی میز گریم، نه دنبال پولهای عجیب و غریب هستیم. کل بودجه سینمای ما به اندازه چند ساعت دادوستد بازار تهران هم نیست.در سینما به لحاظ مالی چیزی وجود ندارد که به خاطرش هرکاری بکنم.

من خودم را ارزان نمیفروشم، من یک قیمتی دارم و کسی نمیتواند خیلی راحت آن قیمت را بپردازد. برای همین هم شأن کارم را نگه داشتم. چون آن قیمت متعلق به کار من است و به هر کسی نمیفروشمش. من باور دارم که سینمای ایران شریف و قابل احترام است. تنها هنری است که بعد از انقلاب با وجود همه حملاتی که به آن شد، توانست با مردم ارتباط برقرار کند.

زمانی که فیلم «روسری آبی» اکران شد، عدهای با سنگ و چوب مقابل سینما ایستاده بودند به ما حمله کنند و ما به ناچار از در پشتی سینما فلسطین خارج شدیم. سینمای امروز ایران با گذر از این گونه حملات ساخته شد و همان آدمها که حمله میکردند امروز فیلم میسازند و مدافع سینما شدهاند و این خوب است. چرا یادمان میرود که چگونه به سینمای امروز رسیدهایم. حکایت نسل ما و سینما حکایتی طولانی است …

رامک صبحی

گردآوری:گروه فرهنگ و هنر فان مد
seemorgh.com/culture
منبع:بانی فیلم

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 10:15

جشنواره های سینمایی بسیاری در جهان هستند که وجهه بین المللی و اهمیت حرفه ای زیادی دارند. در این مقاله قصد داریم شما را با این فستیوال های معروف آشنا کنیم.

مهمترین جشنواره های سینمایی دنیا

جشنواره های سینمایی بسیاری در جهان هستند که وجهه بین المللی و اهمیت حرفه ای زیادی دارند. این میزان اهمیت معلول عوامل مختلفی است که یکی از آنها سلیقه و دقت نظر داوران جشنواره است. مخاطبان معمولا مسحور پرده نقره ای اند اما در پشت پرده، کسانی هستند که گاه کمتر در هیجان فستیوال ها به آنها توجه می شود. هر چند نظر آنها رابطه مستقیمی با روند بلندمدت تاریخ سینما دارد.

در میان فستیوال های فیلم در جهان، جشنواره فیلم ونیز اولین جشنواره فیلم بین المللی است و از سال ۱۹۳۲ شروع به کار کرده است. این جشنواره، ذیل جشنواره دوسالانه هنری ونیز شکل گرفت که قدمتی دیرین دارد. اولین جشنواره فیلم آسیایی نیز جشنواره فیلم هند است که از سال ۱۹۵۲ شروع به کار کرده است. سایر جشنواره های سینمایی مهم دیگر بعد از این تاریخ ایجاد شدند:

جشنواره فیلم رین دنس

جشنواره فیلم رین دنس

جشنواره فیلم «رین دنس» (Rain dance) بزرگ ترین جشنواره فیلم مستقل دنیاست که در انگلستان برگزار می شود. جشنواره فیلم ملبورن سیدنی و ادینبورگ نیز از نظر طول جشنواره، طولانی ترین جشنواره های بین المللی فیلم هستند.

از لحاظ ساختاری، بین فستیوال هایی مانند کن، ونیز، برلین و… با جوایز سینمایی مانند اسکار و… تفاوت هایی وجود دارد. دسته نخست، جشنواره های فیلم هستند که در یک بازه زمانی چند روزه، هنرمندان عرصه سینما را گرد هم می آورند اما اسکار یک جایزه بین المللی است که در آن فیلم ها داوری جمعی پیشین می شوند و به آن ها جایزه تعلق می گیرد.

فستیوال های سینمایی کن، برلین و ونیز مهم ترین جشنواره های بین المللی فیلم در جهان هستند که به Big Three معروفند. در مقابل، جایزه اسکار نیز معروف ترین جایزه سینمایی بین جوایز مختلف جهان است و تقریبا تمام فیلم سازهای مطرح جهان حداقل یک بار در این جوایز و فستیوال ها شرکت کرده و شانس خود را آزموده اند.

جشنواره کن

جشنواره کن

جشنواره کن بخش های مختلفی نظیر بخش مسابقه، بخش جانبی و بخش جوایز اهداشده توسط نهادهای مستقل دارد. در مهم ترین بخش این جشنواره که بخش جایزه است، به برگزیدگان، نخل طلای کن اهدا می شود. سایر جوایز این بخش شامل جایزه بزرگ کن، جایزه ویژه هیات داوران، نخل طلای فیلم کوتاه، نخل طلای بازیگر زن و مرد و نخل طلای بهترین فیلم نامه است.

بخش موازی جشنواره شامل جایزه نگاه نو برای جوانان بااستعداد و جایزه سینه فونداسیون برای فیلم های آماتور و دانشجویی است. جایزه های اهداشده توسط نهادهای مستقل شامل جایزه بین المللی منتقدان فیلم، جایزه ۲ هفته کارگردان ها، جایزه ولکان، جایزه هفته منتقدان، جایزه کلیسای جهانی، فرانسوا شله، شوپارد، نخل و… است.

معمولا کارهای راه یافته به جشنواره هایی مثل کن، برخلاف جایزه اسکار، فیلم های پیش تر اکران نشده هستند که اولین بار در این فستیوال اکران می شوند و برای همین بسیاری از علاقه مندان فیلم در جهان منتظرند تا نمایش اختصاصی نخستین فیلم های فیلمسازان مطرح جهان را در این گونه جشنواره ها ببینند.

هیات داوران را انتخاب و اسامی داوران را اعلام می کند. معمولا رئیس هیات داوران، یکی از مهم ترین سینماگران یا شخصیت های سینمایی دنیاست که به همراه یک تیم داوری، وظیفه انتخاب فیلم های برگزیده را بر عهده دارد. نتیجه نهایی را غالبا رئیس هیات داوران راسا اعلام می کند. اما این کار با مشورت اعضای تیم داوری انجام می شود. برای هر کدام از بخش ها، یک مسئول و تعدادی داور وجود دارد. تیم داوری در بخش فیلم های مسابقه برای بخش اصلی یعنی نخل طلا، متشکل از تعداد متناسب اما محدودی داور است که تعداد این داوران ممکن است هر ساله تغییر کند.

در بخش سینه فونداسیون و فیلم های کوتاه، معمولا ریس هیات داوران با ۴ داور دیگر فیلم های برگزیده این بخش را انتخاب می کنند. این ۴ نفر، یک فیلم را به عنوان فیلم منتخب اصلی و ۳ فیلم را به عنوان فیلم های برگزیده آن بخش، معرفی می کنند. در بخش نگاه ویژه رییس هیات داوران به همراه تعدادی روزنامه نگار منتقد سینمایی و تعدادی از دانشجویان رشته سینما و تعدادی تهیه کننده و فیلم ساز، کمیته هیات داوران را تشکیل می دهند. در بخش دوربین طلایی، هیات داوران متشکل از کارگردان ها، مسئولان فنی سینما و منتقدان بین المللی است. تعداد داوران جشنواره کن در ره بخش همیشه باید فرد باشد، در آخرین جشنواره کن در سال ۲۰۱۵ برای اولین بار رییس هیات داوران بیش از یک نفر، یعنی برادران کوهن؛ جوئل کوهن و انان کوهن بود که این دو برادر را ۷ نفر دیگر به عنوان داور، همراهی می کردند.

در مورد شیوه انتخاب تیم داوری، رییس هیات داوران می تواند گزینه هایی را پیشنهاد دهد اما انتخاب نهایی اعضای تیم داوری، با مشورت هیات اجرایی جشنواره انجام می شود.

تعداد تقریبی فیلم های کاندید شده در هر بخش جشنواره فیلم کن

تعداد تقریبی فیلم های کاندید شده در هر بخش جشنواره فیلم کن

برای کاندید شدن در جشنواره کن، ضرب الاجل تعیین می شود و دست اندرکاران فیلم بعد از پرداخت هزینه ورودی مشخص شده و پس از انجام مراحل اداری، می توانند در جشنواره شرکت کنند. داوران جشنواره کن غالبا از ملیت های مختلف انتخاب می شوند، همچنین تاکنون شخصیت های محدودی توانسته اند دو بار به عنوان رییس هیات داوران انتخاب شوند. تنها شخصیت غیرسینماگری که به عنوان رییس هیات داوران انتخاب شوند. تنها شخصی غیرسینماگری که به عنوان رییس هیات داوران انتخاب شد، ویلیام استایران نویسنده آمریکایی بود که در سال ۱۹۸۳ رییس هیات داوران شد.

روسای هیات داوران از سال ۲۰۱۰ تاکنون در جشنواره کن

روسای هیات داوران از سال 2010 تاکنون در جشنواره کن

جشنواره فیلم برلین

جشنواره فیلم برلین

این جشنواره یکی دیگر از جشنواره های فیلم سه گانه مهم دنیاست که به مدت ۱۰روز در برلین برگزار می شود. این جشنواره اولین بار در سال ۱۹۵۱ با پخش فیلم «ریکا» آلفرد هیچکاک شروع به کار کرد.

مهم ترین جوایز این جشنواره، خرس طلایی و خرس نقره ای معروف آن هستند اما جوایز دیگری نظیر بخش پاناروما، بخش نسل های فیلم سازی، بخش فیلم های کوتاه و… نیز دارد. جشنواره فیلم برلین، پرتماشاگرترین جشنواره فیلم جهان است. سالانه ۳۲۰ هزار تا نیم میلیون نفر در این جشنواره به تماشای فیلم می پردازند. این جشنواره همچنین دارای بزرگ ترین بازار فیلم در بین جشنواره های بین المللی است. سالانه ۴ هزار و ۲۰۰ خبرنگار در این جشنواره حضور پیدا می کنند، بیش از ۱۱۰ کشور فیلم هایشان را در این جشنواره به نمایش می گذارند.

در بخش رقابتی یا الی برلین، شرکت کنندگان برای خرس طلایی جشنواره رقابت می کنند. در بخش پاناروما (چشم انداز) فیلم سازان جوان با دیدگاه های جدید و موضوعات معمولا مجادله برانگیز شرکت می کنند. بخش فروم شامل فیلم های تجربی و فیلم های مستند، فیلم های کوتاه و نیمه بلند برای نوجوانان و جوانان است. این بخش دارای ۳ هیات داوران مختلف شامل هیات داوران بخش کودکان، بخش نوجوانان و هیات داوران بخش بین المللی است. نتایج هر بخش نیز مستقل از هم اعلام می شود.

به بهترین فیلم های ۴ سال به بالا و ۱۴ سال به بالا، جایزه خرس بلورین تعلق می گیرد. فیلم های سینما آلمان نیز بخش دیگر این جشنواره است و در نهایت بخش نهایی جشنواره برلین بخش Retrospective است که به نمایش فیلم های کلاسیکی که قبلا در جشنواره فیلم برلین شرکت کرده بودند، پرداخته و نیز به فیلم های جدیدی که به فیلم های کلاسیک ادای دین کرده باشند، فرصت پخش در جشنواره می دهد. در جشنواره برلین، خرس طلایی برای بهترین فیلم بلند، بهترین فیلم کوتاه و خرس طلا برای یک عمر فعالیت هنری اهدا می شود. افرادی که برای خرس طلا کاندیدا می شوند، به عنوان کاندیدای خرس نقره ای یا همان جایزه بزرگ هیات داوران نیز معرفی می شوند.

فستیوال برلین همچنین شامل جایزه آلفرد بایز، جایزه بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلم کوتاه، جایزه دستاورد فوق العاده هنری، بهترین فیلم موزیکال، بهترین فیلم نامه موزیکال، جایزه ویژه مخاطبین، جایزه فنی برای نوآوری های تازه فیلم سازی، جایزه بهترین استعداد اروپایی جوان در بازیگری و تعدادی جوایز جانبی دیگر است.

هیات داوران پیش از شروع فستیوال مشخص می کند که چه فیلمی در چه بخشی کاندیدا شود. برای مثال امسال قرار است که جشنواره با فیلم «درود بر سزار» برادران کوهن آغاز به کار کند.

هیات داوران این جشنواره نیز مانند کن، انتصابی و منتخب هیات اجرایی است. امسال ریاست هیات داوران جشنواره برلین را مریل استریپ بر عهده دارد.

اسامی داوران بین المللی جشنواره فیلم برلین در دوره اخیر

اسامی داوران بین المللی جشنواره فیلم برلین در دوره اخیر

تا به امروز سینماگران ایرانی همان طور که در بخش داوری حضور فعال داشته اند، در بخش مسابقه هم خوش درخشیده اند. فیلم سازان ایرانی ۲ بار جایزه خرس طلای این جشنواره را دریافت کرده اند.

تعداد فیلم های ایرانی کاندیدشده در جشنواره فیلم برلین به تفکیک کارگردان ها

تعداد فیلم های ایرانی کاندیدشده در جشنواره فیلم برلین به تفکیک کارگردان ها

جایزه فیلم ونیز

جایزه فیلم ونیز

فستیوال فیلم ونیز که قدیمی ترین جشنواره فیلم جهان است، از دل دوسالانه هنری معروف این شهر تشکیل شد که مدت ها به عنوان یکی از گردهمایی ها باپرستیژ اهل هنر در جهان بود. داوران این جشنواره نیز توسط هیات مدیره انتخاب می شوند. از نکات مهم در مورد فستیوال ونیز این است که این جشنواره در فاصله سال های ۱۹۳۴ تا ۱۹۴۰ هیات داوران نداشت و فستیوال فیلم ونیز به جام موسولینی تغییر نام داده بود. در سال ۱۹۳۴ که این جشنواره هیات داوران نداشت، داوری آن به صورت رفراندومی بین مخاطبان و متخصصان فیلم و چندین بنیاد سینمایی بین المللی برگزار و برندگان نهایی به این شکل انتخاب شدند.

در سال ۱۹۴۰ نیز که مجددا تیم داوری برای جشنواره انتخاب نشده بود، رئیس هیات داوران فیلم ها را براساس نظر یک هیات از مسئولان ایتالیایی و یک هیات آلمانی انتخاب کردند. در سال۱۰۳۲ داوری جشنواره به صورت رفراندوم نظر مخاطبان برگزار شد که مردم به میکی موس به عنوان بهترین بازیگر رای دادند.

یکی از نکات عجیب در مورد سلیقه داوران این جشنواره این است که معمولا در این جشنواره بیشتر جایزه ها به مردان به اروپاییان اختصاص داده می شود. از ۵۴ جایزه این جشنواره، ۳۳ جایزه نصیب سینماگران مرد اروپایی شده است.

از سال ۱۹۴۹ تاکنون، میراندا نایر از هند، سوفیا کاپولا از آمریکا، مارگارت فونتروتا از آلمان و آنیس واردا از بلژیک کارگردانان زنی هستند که جایزه اصلی این فستیوال را دریافت کرده اند. دارن آرونوفسکی اولین کارگردان آمریکایی بود که به تنهایی جایزه شیر طلایی را دریافت کرد (البته پیش تر آمریکایی ها بودند که مشترکا برگزیده بودند) و سوفیا کاپولا نیز اولین زن آمریکایی دریافت کننده این جایزه بود.

جشنواره فیلم ونیز ۳ هیات داوری بین المللی دارد که بخش رقابتی اصلی، بخش چشم انداز و بخش فیلم های جوان را داوری می کنند. رییس داوران بخش رقابتی در سال ۲۰۱۵ آلفونسو کاژن بود که در میان تیم داوری همراهش، چهره هایی نظیر نوری بیلگی جیلان، پاول پاولیکوفسکی، فرانسسکو مونزی، دایان کروگر، لین رمزی و الیزابت بنکس حضور داشتند.

در بخش چشم انداز، جاناتان دی ریاست این هیات را بر عهده داشت و شماری از چهره های سینمایی از ملیت های مختلف، وی را در داوری نهایی یاری می کردند. داوری فیلم های بخش آینده (جوان) نیز به یک تیم داوری بین المللی سپرده می شود که البته معمولا از میان چهره های جوان تر انتخاب می شوند تا با فضای فیلم سازی نسل جوان بیشتر مانوس باشند.

جایزه اسکار

جایزه اسکار

داوری در جایزه سینمای اسکار، متفاوت از حالت های بالاست و به جای یک تیم محدود از داوران، شمار زیادی از اهالی سینما در داوری شرکت دارند. شاخه اجرایی آکادمی اسکار برای افراد زیادی از سینماگران معروف برگه رای گیری ارسال می کنند. شرکت کنندگان در این رای گیری به عنوان Board of Goveors شناخته می شوند که تعدادشان حدود چندصد نفر است. برگه های رای گیری از ماه دسامبر برای همه اعضای academy of motion picture and science یا همان AMPAS فرستاده می شود. اعضای این هیات- اگر می خواهند رای آنها لحاظ شود- حداکثر ۲ هفته زمان دارند که گزینه های خود را برای هر کدام از بخش های جایزه اعلام کنند. این گزینه ها از بین فیلم هایی که در آن سال اکران شده باشند، انتخاب می شوند. شرکت (Price water house coopers) مسئول شمارش رای اعضاست. تمامی برگه های رای نیز به این شرکت ارسال می شود و این شرکت نتایج را اعلام می کند. لیست کاندیداها در ماه ژانویه براساس پیشینه رای های ماخوذه اعلام می شود.

سپس دور جدیدی از رای گیری مخفیانه آغاز می شود که در آن اعضای آکادمی به نماینده های نهایی برای هر بخش رای می دهند. برای رای گیری نهایی نیز اعضا تنها ۲ هفته وقت دارند که برگه های رای را ارسال کنند. براساس سنت اسکار، فقط ۲ نفر از نتیجه نهایی اطلاع دارند. این نتایج در پاکت قرار داده می شود و در مراسم اسکار و روی صحنه پاکت ها باز شده و مشخص می شود که چه کسانی است؟

گردآوری : گروه فرهنگ و هنر فان مد
Seemorgh.com/culture
منبع : مجله رو به رو

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 10:15

سام درخشانی بازیگر ۴۰ ساله کشورمان عکس جدیدی از خودش و همسرش را منتشر کرده است.

عکس جدید سام درخشانی و همسرش

سام درخشانی با انتشار عکس سلفی جدیدی از خودش و همسرش, صفحه شخصی اش را بروز کرد.

****

سلام

فیلمبرداری خوب بد جلف دیروز تمام شد و ما با همسر محترم در راه رستوران، جاتون خالی…

خیلی خوشحالم که سریال پشت بام تهران رو دوست داشتین و از حمایت تک تکتون ممنونم مخصوصاً فن پیجها که درجه یک هستن

دیگه یواش یواش اماده میشیم واسه تعطیلات عید امیدوارم تعطیلات خوبی در پیش رو داشته باشین…✈️

دوستون دارم و تا عید سعی میکنم زیاد پست بزارم

اگر می خواهید بیشتر بدانید : سام درخشانی ۴۰ ساله و همسر ۳۲ ساله اش چگونه آشنا شدند؟! عکس

سام درخشانی و همسرش

سام درخشانی و همسرش

گردآوری:گروه سرگرمی فان مد
seemorgh.com/entertainment
منبع: صفحه شخصی سام درخشانی

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 10:15

هر چقدر هم تلویزیون بخواهد «کیمیا» را بزرگ جلوه دهد اما حقیقت چیز دیگری است. این سریال با آن همه هیاهو فاصله ای فراوان دارد و نتوانست منطبق بر ایده آلی باشد که روزی مدیران تلویزیون و در صحبت با سازندگان از آن دم می زدند.

سوتی های جنجالی کیمیا

اصلا خوشایند نیست، راستش دوست داشتیم در این گزارش منعکس کننده دیدگاه هموطنان درباره محاسن «کیمیا» باشیم اما این سریال طویل المدت در نهایت ابزار شوخی و خنده غالب بیننده ها را فراهم کرد. ظاهرا ماجرا شوخی است و مطایبه اما در دل آن می توان پی به نیش تیز و زهرآگین انتقادها برد.هر چقدر هم تلویزیون بخواهد «کیمیا» را بزرگ جلوه دهد اما حقیقت چیز دیگری است. این سریال با آن همه هیاهو فاصله ای فراوان دارد و نتوانست منطبق بر ایده آلی باشد که روزی مدیران تلویزیون و در صحبت با سازندگان از آن دم می زدند.

چه شد که اینطور شد؟ کی مقصر این همه اشتباهات بود تا به سرعت بهانه را دست مردم خوش قریحه بدهد؟ کارگردان؟ بازیگران؟ طراح گریم؟ طراح صحنه؟ عجله در ساخت؟ مشکلات تولید؟ هر چی می خواهد باشد. چه فرقی می کند…

این گزارش گوشه ای از نظراتی است که در این چند ماه درباره کیمیا توسط مردم دست به دست چرخیده.

۱- گریم کیمیا و این همه فان مد

1_copy_copy_copy_copy_copy.jpg

بی تغییر ماندن چهره کیمیا بعد از ۲۳ سال و افزایش سن او صرفا با یک عینک، از اول فاز سوم بدجوری به خوراک شوخی و خنده شبکه های مجازی تبدیل شده. بعضی ها صورت کیمیا را روی بدن نوزاد، کودک، نوجوان و حتی پیرزن سالخورده و اسکلت گذاشته و زیرش نوشته اند که کیمیا از نوزادی تا مرگ، چهره اش بدون تغییر باقی مانده.

یک عده، عکس های گریم های مختلف بازیگران در هالیوود را در کنار تغییر چهره کیمیا از جوانی به میانسالی گذاشته اند و گفته اند فرق گریم ما با آنها… بعد از نمایش فیلم «نفس» نرگس آبیار، گریم پانته آ پناهی ها با گریم پیرزن را کنار عکس او گذاشتند و دوباره از مردم خواستند که درباره گریم کیمیا نظر بدهند!

جوک های بامزه ای هم در این باره ساخته شد: «کلا کیمیا و پیمان موجودات عجیبی هستن. از گونه ای نادر که نه می میرن و نه پیر می شن بلکه از حالت صدا نازکی به صدا کلفتی (کیمیا) و از ته ریشی به ریش بلندی (پیمان) تبدیل میشن.»

۲- کیمیا یا سوپرقهرمان؟

2_copy_copy_copy_copy.jpg

تمام تلاش سریال این بود که از کیمیا، زنی قهرمان، همه فن حریف و قدرتمند بسازد. او زندگی خوبی دارد، مدیر مدرسه است، نمایشگاه خطاطی می گذارد، جزو گروه زنان خیر است، زندگی نامه اش مورد توجه قرار می گیرد و … یک سوپرهیرو به معنای واقعی. این تعریف اغراق شده از کیمیا باعث شد که در این مدت برای این مسئله هم جوک ها و تصاویر خنده دار زیادی خلق شود.

عکس صورت کیمیا را روی بدن سوپرمن، کلش آف کلنز، هالک و … انداخته و زیرش از کیمیا به عنوان ابرقهرمان نام برده اند. یک عده جوک های بامزه ای هم برایش ساخته اند: «کیمیا برای مبارزه با داعش و گروه های تروریستی به سوریه اعزام شد.»، «فکر کنم داستان به جایی می رسه که میگن گل ایران به استرالیا رو هم کیمیا می زنه»، «فقط مونده بگن کیمیا نفت رو ملی کرد»، «قدیم یه کارتون می داد یه موشه همه اش با گربه کلنداک می گفت ناجی افسانه ای همه جا هست… الان باید کیمیا بگه کیمیای افسانه ای همه جا هست…» و …

۳- آرش؛ قهرمان اصلی کیمیا

3_copy_copy_copy_copy.jpg

مهمترین قهرمان سریال «کیمیا» طبق نوشته مخاطبان در صفحه اینستاگرام این سریال، بدون شک آرش است. اگر به کل کامنت ها سرسری هم نگاه بیندازید متوجه می شوید که تعداد طرفداران آرش، هزار برابر بیشتر از کیمیاست.

برخلاف خواست تلویزیون و کارگردان، همه معتقدند آرش شخصیتی نرمال است؛ تا آخر عمر به کیمیا وفادار مانده، آزاده را با تربیت درست بزرگ کرده و چیزی در زندگی برایش کم نگذاشته. یک عده حتی نوشته اند که کیمیا به آرش خیانت کرده و محصول تربیت آرش، آزاده با تربیت و با کمالات شده و کیمیا با تمام ادعا، بچه هایی بی ادب و پررو بار آورده، بخش مهم دیگری از کامنت ها به این سمت رفته که آرش و آزاده کنار هم خوشبخت بودند و اصلا کیمیا با ورودش به زندگی آنها همه چیز را خراب کرده. جالب تر اینکه در قسمت های آخر، مردم بیشتر از اینکه نگران حال کیمیا باشند، آرزو می کردند که آرش نمیرد.

۴- مشفق چرا پیر نشد؟

4_copy_copy_copy.jpg

مشفق به عنوان یکی از منفی ترین کاراکترهای «کیمیا» بخشی از جنجالی ترین فان مد ها را با خودش به همراه داشت. کاراکتری که همه جا نفوذ دارد، همه را می کشد و سالیان سال به خوبی و خوشی زندگی می کند.

فان مد ها به مشفق در فاز سوم خیلی بیشتر شد، زمانی که بعد از گذشت ۲۳ سال، مشفق همچنان سالم و قدرتمند نمایش داده شد و هیچ گریم خاصی هم روی صورتش نداشت آن هم در شرایطی که کارگردان تصمیم گرفته بود برای نقش همسر او، به جای عاطفه رضوی، صدیقه کیانفر را انتخاب کند!

غیر از اینها انتقادهای زیادی به کاراکتر مشفق شد؛ انتقادهایی از قبیل: «مشفق دمت گرم دخترت از خودت پیرتره»، «اینطور که پیش میره معلوم میشه سرکرده داعش هم مشفقه» البته تغییر بازیگر نقش مهتاب هم فان مد های جالبی داشت: «مهتاب چرا قدش کوتاه شد؟ چرا دماغش افتاده؟ اینا که کار گریمشون خیلی خوبه همون عاطفه رضوی رو نگه می داشتن یه عینکم می دادن بهش».

۵- گاف های خانمان سوز

5_copy_copy_copy_copy_copy.jpg

از همان قسمت اولف پروژه گاف گیری از «کیمیا» کلید خورد و با فاز سوم به اوج رسید. محمدرضا شفیعی تهیه کننده سریال «کیمیا» در مستند پشت صحنه این سریال فان مد جالبی در این باره داشت و گفت سریال گافی نداشته و مثلا عکسی که از پژو ۲۰۶ منتشر شده مربوط به پشت صحنه است. از این مزاح که بگذریم یادآوری یک نکته ضروری است؛ طراح صحنه «کیمیا» دکتر محمدرضا شجاعی است که پیش از این سریال «وضعیت سفید» را از او دیده بودیم و در جشنواره فجر حاصل کارش در «ایستاده در غبار» تحسین شد و فان مد گرفت. پس باید مشکل را در تولید و کارگردانی جستجو کرد.

بعد از این مقدمه برویم سراغ برخی گاف های سریال؛ لوگوی همراه اول در بازار خرمشهر در سال ۵۷، صندوق پست روی در که هنوز چند سالی از نصب شان نگذشته، استفاده از زونکن های رنکی مارک پایپکو در دفتر مشفق در تهران، سیلی که به صورت کیمیا زده شد؛ اول از بینی اش خون آمد و بعد لب کیمیا پاره شد و …

۶- چرا آزاده بور شد؟

6_copy_copy.jpg

فارغ از تمام ایراداتی که به گریم ها، گاف ها، بازی بد بازیگران و … در سریال «کیمیا» وارد شد، شوخی ها و جوک های بامزه ای برای هر کدام از کاراکترها ساخته شد. بخشی از جوک ها به غیرواقعی بودن سن ها در سریال برمی گشت؛ مثلا کامنت گذاشته اند: «خانواده کیمیا مثل مدرسان شریف بودن، همه کار ازشون برمی اومد.

تو بیست و یک سالگی پزشک می شن و پیری هم توی خانواده شون راه نداره»، یا «این پسر کیمیا اگه ترم های تابستانم پاس می کرد مطمئن باشید هنوز دنبال فوق دیپلم بود نه دنبال مریض» بعضی ها به انتخاب بازیگر نقش آزاده انتقاد کردند: «آزاده قیافش به کی رفته؟ پدر و مادر سبزه… بچه رفت فرانسه بور شد؟» نظرات بامزه دیگری هم وجود داشت: «وقتی پیری های عاطفه رضوی رو دادن به صدیقه کیانفر حتما اگه نیکی کریمی تو فاز سوم می موند می شد مریم امیر جلالی»، «با توجه به اتفاقات رخ داده در کیمیا، همه شاسی بلندسوارها خلافکارن» و …

منبع: روزنامه هفت صبح

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 7:42

درجاتی از خودشیفتگی وجود دارد. در واقع این موضوع را نمی توان یک فرضیه دانست. شما می توانید مقدار ناچیزی از ویژگی های افراد خودشیفته را داشته باشید.

تکنیک های تشخیص یک خودشیفته

اگر اخبار و بخصوص مقالات مربوط به شبکه های اجتماعی را بخوانید،درخواهید یافت که اینترنت همه ما را تبدیل به آدم های خودشیفته کرده است. یک روانشناس می گوید: نسل جدید آلوده به خودشیفتگی شده است. یک تیتر از میان هزاران تیتر در سال ۲۰۱۱ فریاد زد:سلفی ها مرگ اجتماع هستند. هشداری که امروز به واقعیت پیوسته است.آیا واقعا فیس بوک تفریحگاه افراد خودشیفته است؟ حتی افراد درون گرا از این قاعده جدا نمی باشند، زیرا ممکن است آنها نیز بطور پنهانی عاشق خود باشند.

ما امروزه در دنیایی زندگی می کنیم که در آن هرشخص زمان زیادی را صرف خودش می کند. بنابراین، با در نظرگرفتن این موضوع،چگونه میتوان فردی که واقعا خودشیفته است را تشخیص داد؟ آیا به راستی تعداد این افراد در حال افزایش است؟ واقعا چه عاملی باعث کسترش آنها شده است؟ یا اینکه این جوامع مجازی باعث شدند ما به وجود این خصوصیت در آنها پی ببریم، همانطور که رسانه های اجتماعی ما را به انجام کارهایی عادت دادند که قبلا از نظر ما غیر معمول و دوست نداشتنی به نظر می رسیدند و حالا کاملا معمول هستند؟

آیا شما خودشیفته هستید؟

خانم دکتر Jude Black ،یک روان درمانگر می گوید: کسانی که این سوال از آنها پرسیده می شود حسرت از دل آنها برخواسته می شود. همچنین ایشان اظهار می کند: اگر شما در خودشیفته بودن خویش تردید دارید، احتمالا شما جزء این افراد نمی باشید.

وی بر این باور است، خودشیفته های واقعی زمان زیادی را براین موضع صرف نمی کنند که آیا آنها خودشیفته هستند یا خیر. آنها احتمالا خودشان را مشغول می کنند تا اطمینان پیدا کنند دیگران به آنها توجه می نمایند.

تنها راهی که افراد خود شیفته احساس خوبی در رابطه با خود دارند بواسطه اعتبار بیرونی است که کسب می کنند. به عبارت دیگر در کجا شما ارزش و اعتماد به نفس خود را بدست می آورید؟ در کجا شما تجسمی از خود دارید؟ آیا شما مجبورید که در اطراف خود یک عکاس داشته باشید؟

بهرحال، آیا همه این موارد یاد شده به این معنی است که همه سلفی ها بد می باشند؟ من شخصا فکر می کنم عکس های سلفی عالی هستند به ویژه برای خانم ها. سلفی ها راه سالم دوست داشتن خود است، راه سالم ارزش قائل شدن برای خود است، و راه سالمی برای داشتن احساسی خوب نسبت به خود است.

درجاتی از خودشیفتگی وجود دارد

مهم این است که به یاد داشته باشید، درجاتی برای خودشیفتگی وجود دارد. در واقع این موضوع را نمی توان یک فرضیه دانست. خودشیفتگی ادامه پیدا می کند. شما می توانید مقدار ناچیزی از ویژگی های افراد خودشیفته را داشته باشید، شما می توانید طور دیگری باشید طوری که کسی نمی خواهد اطراف شما باشد، و آن افرادی که در کنار شما هستند، به این دلیل است که شما آنها را مجبور به احساس نیاز کرده اید.

خانم Katherine Schafler، یک روان درمانگر می گوید: واقعیت این است که همه ما تمایلات خودشیفتگی داریم. در بعضی سطوح همه ما می خواهیم احساس خاص بودن داشته باشیم، تحسین بشویم و مهم بشمار آییم و قطعا رسانه اجتماعی این نیازهای طبیعی ما را قلقلک می دهد. در حالیکه شبکه های اجتماعی به عنوان یک سکوی ایده آل برای خودشیفته ها بشمار می آید، یک تفاوت بزرگ بین ارسال یک سری تصاویر خصوصی سلفی با علاقه واقعی به خود وجود دارد.

درواقع خودشیفتگی همیشه شامل غرور و خودبینی نمی شوند. خودشیفته و خودخواه به جای یکدیگر استفاده می شوند،( و خودپسندی به عنوان ویژگی کلیدی به شمار می آید) اما چیزی که مهم و برجسته است این است که همه آنها نسبت به دیگران همدلی ندارند. آنها عینا متمرکز بر خودشان هستند و توجه به احساس دیگران حتی از ذهنشان نمی گذرد.

اما اگر این یک وضعیت است، این وضعیت کجاست؟ خودشیفتگی در اعتماد به نفس پائین و احساس ناامنی ریشه دارد، که به هر دلیلی، هرگز مورد توجه قرار نگرفته است.بنظر می رسد این مسئله علت آن می باشد و دیگران به راحتی آن را تشدید می کنند.رسانه های اجتماعی احساس خودشیفتگی را ایجاد نمی کنند، ولی باعث تقویت این خصیصه در انسان می شوند.ویژگی های خودشیفتگی در بسیاری از مردم ممکن است، خیلی زودتر از ظهور عکس های سلفی خودش را نشان داده باشد.

خودستائی و خودشیفتگی خیلی زود شروع می شود

گاهی خودشیفتگی زودتر شروع می شود

وقتی فرزند سالاری وجود دارد، خودشیفتگی معمولا خیلی زودتر شروع می شود. وقتی والدین می گویند، فرزند هدیه ای برای آنها بوده است و بچه برایشان شگفت انگیز است، بدون آنکه هیچ توجهی به حرکات بچه شان داشته باشند.

والدین باید توجه داشته باشند: برای پرورش یک کودک با حداقل ویژگی های خودشیفتگی، شاید شما باید بر فعالیت هایی که فرزندتان انجام می دهد و نمی دهد تمرکز داشته باشید.تا او همان نابغه ای باشد که شما فکر می کنید.

یک مورد دیگر هست که باعث عصبانیت از پدرها و مادرها می شود، اینکه معلوم می گردد، این مسئله برای خود آنها هم غیر منتظره نیست و شبیه راهی است که خودشان رفته اند.اگر شما یک فرد خوشیفته باشید، تمایلی به ایحاد تغییر در خود ندارید. از خودتان راضی هستید و می گویید هر شخصی یک اشکالی دارد.

چگونه می توان یک فرد خودشیفته را در محیط زندگی خویش تشخیص داد؟

بر اساس نظر دکتر Schafler، برای دستیابی به این امر، باید بدنبال شیوع این رفتار بود. بعضی از مردم در محیط کار خود متکبر و محق هستند، اما هنگامی که در خانه هستند، واقع بین ترند. این افراد خودشیفته نیستند. روی هم رفته و به هر مفهومی، افراد خود شیفته الگوهایی از بزرگ نمایی،نیاز به تحسین، و عدم همدلی را نشان می دهند.

و اگر همچنان می خواهید کسی را بشناسید؟ تنها از آنان سوال نمایید. اولین آزمون برای یافتن این افراد، تنها، سوال کردن از آنان می باشد. آنها به شما حتما جواب خواهند داد. من تا کنون فردی را نمی شناسم که با داشتن خصوصیات یاد شده، این موضوع را انکار کند.

تهیه و ترجمه: گروه سلامت فان مد
اختصاصی فان مد

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 7:42

بازیگران سینما

بیوگرافی فریبا نادری :

پرتال اجتماعی فان مد:فریبا نادری (۱۳۶۳- در تهران) بازیگر زن ایرانی و همسر سابق مسعود رسام است. او پس از مرگ همسرش مسعود رسام در سال ۱۳۸۸ دیگر ازدواج نکرد و در مصاحبهای با ایسنا اعلام کرد هرگز با بازیگران تلویزیون یا سینما ازدواج نخواهد کرد. او که در سریالهایی چون ستایش ۱و۲ بازی کرده است، در شهریور ۱۳۹۴ اعلام کرد که به زودی در سریال ستایش ۳ هم بازی خواهد کرد.همراه دمنوش گل گاوزبان و مخلفات که آن را هم مهمان فریبا نادری بودیم. در پی این عادت شکنی با آدمی روبه رو شدیم که مهربان و مثبت بود و هراسی از این نداشت تا از خودش و خانوادهاش بگوید.

گفتگو با فریبا نادری

خلاف همیشه که در آتلیه یا دفتر مجله با آدممعروفها برای مصاحبه قرار میگذاشتیم این بار به پیشنهاد فریبا نادری در کافه قرار گذاشتیم تا گفتوگوی گرمتری داشته باشیم. همراه دمنوش گل گاوزبان و مخلفات که آن را هم مهمان فریبا نادری بودیم. در پی این عادت شکنی با آدمی روبه رو شدیم که مهربان و مثبت بود و هراسی از این نداشت تا از خودش و خانوادهاش بگوید. از دوستداشتنی ها و نداشتنیهایش.

اگر بخواهیم او را کوتاه تعریف کنیم باید بگوییم هیچ ربطی به نقش خود در ستایش ۲ ندارد و حتما توانایی ویژهای داشته که توانسته آن نقش را تمام و کمال در بیاورد. با اینکه جوان است پختهتر از سن خود صحبت میکند و انرژی مثبتی دارد. یک جورهایی جمع اضداد هم هست. در لباس پوشیدن روی مد و به روز است اما دوست دارد سنتی رفتار کند. خلاف خیلی از خانمها عاشق فوتبال است و در این گفتوگو از رازهایی میگوید که خواندنی است.

گفتگو با فریبا نادری

با فریبا نادری از فوتبال تا ازدواج

شایعه ازدواج با مهدی سلوکی

خیلی وقت است که دیگر با مجلههای زرد مصاحبه نمیکنم. برایم خستهکننده شده. چرا باید مردم از این بدانند که من چه می خورم و چه نمی خورم یا اینکه قصد ازدواج دارم یا ندارم. فکر میکنم مجلات زرد مردم را از واقعیت دور میکنند و نمیگذارند آن چیزی که باید از زندگی هنرمندان و بازیگران و آدمهای موفق به مردم برسد. هر روز یک چیزی را شایعه میکنند که فقط باعث فروش بیشتر خودشان میشود؛ مثلا یک روز شایعه میکنند فریبا نادری با مهدی سلوکی ازدواج کرده.

تمام مدرکشان هم برای حرفشان این است که مهدی سلوکی و فریبا نادری در ستایش ۲ همکاری کردهاند. دوست دارم در مصاحبههایی که میکنم برادر و خواهرهایم حضور داشته باشند اما به خاطر همین بیاخلاقیها آنها ترجیح میدهند خیلی آفتابی نشوند و حریم شخصی خودشان را داشته باشند.

قرار در کافه

به خاطر این با شما – بچههای ایدهآل- در کافه قرار گذاشتم که بگویم میتوان برای مصاحبه از فضاهای رسمی فاصله گرفت. قرار نیست همیشه در دفتر مجله یا دفتر کار و خانه این اتفاق بیفتد. در کافه آدمهای دیگر هم هستند که با هم گفتوگو میکنند و این؛ فضا را گرم و بدون رودربایستی میکند. واقعیت دیگری هم که وجود دارد این است که دوست نداشتم این اتفاق در خانهام بیفتد.

به خاطر اینکه عکاس هم همراه شما بود و اگر عکس میگرفت ممکن بود مردم خیلی از چیزها برایشان حسرت ایجاد کند. بسیاری از مسائلی که برای یک طبقه اجتماعی و اقتصادی عادی و معمولی است برای یک طبقه دیگر آرزوست. من هم دوست نداشتم کسی از دیدن خانه و زندگی من ناراحت شود.

آشنایی با مسعود رسام

هیجده، نوزده سالم بود که همراه دوست گریمورم به دفتر مسعود رسام رفتم تا تست بازیگری بدهد. مسعود بازیگران فیلم «مروارید سرخ» را انتخاب میکرد و از افراد مختلف تست میگرفت. من هم اصلا در این فکرها نبودم که از اتاق بیرون آمد و گفت: نوبت شماست. گفتم: من برای تست نیامدم؛ دوستم آمده است. مسعود هم گفت حالا که تا اینجا آمدهای بیا تست بده. آن روز خیلی خوشحال شدم اما میدانستم خانوادهام مخالفت میکنند.

در تست که قبول شدم برای مدتی به کلاسهای آموزشی بهروز بقایی رفتم تا تواناییهای بازیگریام را تقویت کنم. در قراردادی که برای بازی در آن فیلم بستم قید شده بود که خانوادهام بتوانند سر صحنه حاضر شوند. «مروارید سرخ» فیلمی بود که باعث شد با مسعود رسام آشنا شوم.

یک مسلمان دو آتشه

من یک مسلمان معتقدم. شاید ظاهرم مثل عرفی باشد که در جامعه وجود دارد اما به احکام دینم پایبندم. نماز میخوانم و مرجع تقلیدم آیتالله مکارم شیرازی هستند که بارها با دفترشان تماس گرفتهام تا در موارد مختلف سوال کنم و جوابم را بگیرم. خمس و زکات هم جزو چیزهایی است که همیشه سر وقت آنها را پرداخت میکنم و از واجبات زندگی من است. بیاندازه عاشقان امامان (ع) هستم و دوستشان دارم.

اینها عزیزدل هستند. به حرف مردم هم کاری ندارم که ممکن است چه فکری کنند. وقتی برای زیارت به نجف و کربلا رفته بودم و عکسهای آن را در اینستاگرام گذاشتم بعضیها حرفهایی زدند که نشان میداد هنوز فرهنگ و جنبه استفاده از یک فضای مجازی جا نیفتاده. میگفتند چطور آنجا رفتهای چادر به سر کردهای و وقتی برگردی دوباره کشف حجاب خواهی کرد. پیش خودشان فکر نکرده بودند که شما در همین امامزاده صالح (ع) که میروی چادر میدهند تا سر کنی و حرمت فضا را نگهداری. آن وقت از من توقع داشتند با پوشش همیشگیام که عرف شهر تهران است در آنجا حضور پیدا کنم. امام رضا (ع)، امام حسین (ع) و حضرت علی (ع) بیشترین احترام را برای ایشان قائل هستم و من وظیفه داشتم که آن طور رفتار کنم.

گفتگو با فریبا نادری

گفتگو با فریبا نادری

سود و ضرر زندگی مستقل

مدتهاست که مستقل زندگی میکنم و نیازی به این ندارم که کسی خرجم را بدهد. از سال ۸۵ که ماهی ۵۰۰ هزار تومان درآمد داشتم تا حالا میتوانم خودم را اداره کنم. با اینکه میتوانم از خانوادهام پول بگیرم یا در کنار آنها باشم اما ترجیح می دهم مستقل باشم. خیال نکنید که الان مثلا ماهی دویست میلیون درآمد دارم. البته بازیگرانی هستند که این درآمد را دارند و آخر سر هم فیلمشان نمیفروشد. ما هم مثل همه مردم مشکلاتی داریم؛ مثلا شده که چند ماه اجارهخانه ندادهام اما صاحبخانهام آنقدر انسان متدین و شریفی است که همیشه دست نگه میدارد و فشاری به من وارد نمیکند. خدا را شکر در چنین شرایطی همیشه خانوادهام هوایم را دارند.

کودکی و جوانی شاد

در کودکی شیطان و بازیگوش بودم. پای تمام بازیها و کارهایم برادرم حمید بود. به خاطر او شیطنتهایم هم پسرانه شده بود. به جای عروسک عاشق توپ چهل تکه بودم و توی کوچه با بچهها هفتسنگ و فوتبال بازی میکردم. البته من به خوبی پسرها نمیتوانستم فوتبال بازی کنم اما کمی اذیتشان کرده، دروازهها را کوچک و بزرگ میکردم. (خنده)

از همان کودکی همیشه عشق بازیگری و فیلم بودم. دوست داشتم جای قهرمانهایی باشم که دوستشان دارم. این علاقه همیشه با من بود و حتی در دوران راهنمایی که تحصیل میکردم پیشنهاد اجرای برنامه نیمرخ به من داده شد اما خانوادهام مخالف بودند و نشد. من در خانوادهای بزرگ شدم که دستشان به دهانشان میرسید و هیچ وقت احساس نمیکردم که چیزی برایم فراهم نشده؛ به خصوص که تهتغاری بودم و پدر و مادرم دلشان نمیآمد خواستههایم را برآورده نکنند. با وجود علاقهام به بازیگری در دانشگاه گرافیک کامپیوتر خواندم؛ به خاطر اینکه خانواده میانه خوبی با این هنر نداشتند.

سنتی سنتی

من ترجیح میدهم المانهای زندگیام سنتی باشد و رنگ و بوی روابط گذشته را بدهد. دوست دارم وقتی شب یلدا میشود جای دورهمی و مهمانیهای بیربط کنار خانواده باشم و حافظ بخوانم. ما سنتهای خوبی داریم که به هر دلیلی در زندگی امروز مردم کمرنگ میشوند. شاید دلیل آن مشغله بیش از حد به خاطر نان باشد یا آمدن پدیدههایی مثل تلگرام و اینستاگرام که آدمها را جور دیگری به هم وصل میکند. البته این اتفاق در شهرستانها کمتر افتاده است. در هر صورت من یک آدم سنتیام که دوست دارم رسم و رسومات را زنده نگه دارم و از آنها لذت ببرم. درست است که در لباس پوشیدن و زندگی فردی به روز و تازه هستم اما این منافاتی با سنت گرایی و زنده نگه داشتن رسم و رسومات ندارد.

دوران عاشقی

بعد از آشنایی با مسعود رسام و گذشت زمان حس می کردم که او احساس خاصی نسبت به من دارد. مسعود عاشقم شده بود و یک روز آن را بر زبان آورد. من هم در مقابل عاشق شدم؛ یعنی او من را هم عاشق کرد. بعد از دوران عاشقی تصمیم گرفتیم که با هم ازدواج کنیم. شاید خیلیها فکر کنند من از بیماری او خبر نداشتم که تن به این ازدواج دادم اما این جور نبود؛ من از سال ۸۳ میدانستم که مسعود سرطان دارد. سال ۸۵ که با من ازدواج کرد دکترها میگفتند کمتر از شش ماه دیگر سرطان کار خودش را خواهد کرد اما معجزه عشق، امید و همنشینی با هم باعث شد که تا سال ۸۸ با سرطان بجنگد.

این جور وقتها خیلیها آدم را قضاوت میکنند. ممکن است فکر کنند به خاطر ثروت مسعود رسام بوده که من حاضر شدم با مردی که ۲۷ سال با من اختلاف سنی دارد ازدواج کنم. کسانی که مسعود رسام را از نزدیک میشناسند از وضعیت زندگی او خبر دارند و میدانند که او ثروتمند نبود. ازدواج با مسعود آنقدر عاشقانه و مهم بود که با وجود مخالفتهای خانواده این کار را کردم.

حتی پدرم حاضر نبود من را ببیند و این اتفاق نیفتاد تا زمانی که مسعود تسلیم سرطان شد و از دنیا رفت. همه چیز در آن زمان کوتاه با مسعود برایم خاطرهانگیز بود و تا همین چند ماه پیش با دختر او در یک خانه زندگی میکردیم. من همیشه در زندگیام آدم محافظهکاری بودم و دنبال این بودم که بیدلیل خودم را در معرض قضاوت دیگران یا مشکل قرار ندهم اما دوست داشتن و عشق آنقدر قوی است که محافظهکاری نمیشناسد. مسعود رسام از کودکی برایم بت بود و وقتی نام او و برادرش در تیتراژ میآمد لذت میبردم. چهارشنبهشبها این اجازه را داشتم که بیدار بمانم و «خانه سبز» را ببینم. او خاطرات نسلی را رقم زده و برای همیشه در خاطرم میماند.

رفقای فوتبالی کاردرست

علاقهام به فوتبال از همان زمان کودکی شکل گرفت. از همان زمان که آجر دروازهها را جا به جا میکردم. الان هم در فوتبال رفقای زیادی دارم. علی انصاریان که به تازگی وارد سینما هم شده از دوستان من است. امیر قلعهنویی هم همینطور. کاری به این ندارم که ایشان از کدام طبقه اجتماعی آمدهاند یا طرز حرف زدنشان چطور است. امیر قلعهنویی آنقدر کار بزرگ در این فوتبال کرده است که برایم عزیز و محترم باشد. به خصوص که من استقلالیام. با این وجود آقای علی پروین را هم خیلی دوست دارم و با ایشان هم آشنایی دارم. فوتبال هم بخش بزرگی از علاقه و تفریحات من است.

گفتگو با فریبا نادری

مصاحبه با فریبا نادری

دردسرهای اینستاگرام

اول از همه باید بگویم که هیچ وقت برای صفحهام در اینستاگرام مخاطب غیرواقعی جذب نکردم. پیشنهادهای زیادی میشود که پول بده تا برایت فالوئور بیاوریم اما این موضوع برایم اهمیتی ندارد. آن کسی که فریبا نادری را دوست داشته باشد خودش صفحهام را دنبال خواهد کرد. بعضی از فان مدهای مردم در اینستاگرام واقعا آزار دهنده است. هر رفتار عادی تو ممکن است برای این عده غیرعادی باشد و بابت آن فحش بارانت کنند.

همین کار را اگر خواهر، مادر یا یکی از خانوادهشان انجام بدهد عیبی ندارد چون کسی نمیبیند. اما من در اینستاگرام سعی میکنم حس و حال خودم را در آن لحظه با مردم به اشتراک بگذارم؛ مثلا به خاطر علاقه شدیدی که به حیوانات دارم به سگ کشی که اتفاق افتاده بود فان مد نشان دادم. اینها مخلوقات خدا هستند و برای من ارزش دارند. یک بار سگی در میان اتوبان گیر افتاده بود و این ور و آن ور میرفت و ترسیده بود. وقتی از او رد شدم آنقدر دچار دلهره شده بودم که دور زدم و برگشتم تا ببینم برایش اتفاقی نیفتاده باشد.

ماجرای پیشنهاد بی شرمانه در سینما

به نظرم این اتفاق بیشتر از همه به رفتار خود آدم بر می گردد. در هر شغل و حرفهای کسانی هستند که بیاخلاقی میکنند و حد خود را نمیشناسند اما ربطی به این ندارد که این موضوع را به هم نسبت بدهیم. اگر یک نفر در مواجهه با آدمهای دیگر درست رفتار کند کسی این اجازه را به خودش نمیدهد تا به او پیشنهاد بیشرمانه بدهد. این خانمی که به خارج از ایران رفته و این حرفها را راجع به سینمای ایران زده اصلا بازیگر نیست که بخواهیم به حرفهایش بها بدهیم.

دو تا جمله نصفه و نیمه در فیلمها گفته و حالا نظریهپردازی هم می کند. اما در مورد یکی از دوستان دیگر که رفته باید بگویم دلیل رفتن او بیکاری بود. وضع اقتصادی سینما و تلویزیون این روزها خیلی بد شده و کار کمی وجود دارد. حتی فصل سوم ستایش با اینکه مخاطبان زیادی دارد هنوز به خاطر کمبود بودجه به جریان نیفتاده. آن بازیگر هم خرج یک خانواده و یک بچه معلول را میداد و نیاز به درآمد داشت. همین شبکهای که او را جذب کرده به خود من برای بازی در یک سریال رقم خیلی خوبی هم پیشنهاد کردند. راستش من نیازی نداشتم و نرفتم.

گفتگو با فریبا نادری

عکس های فریبا نادری

گفتگو با فریبا نادری

فریبا نادری در کربلا

گفتگو با فریبا نادری

عکس های فریبا نادری در زمستان

گفتگو با فریبا نادری

عکس های جدید فریبا نادری

گفتگو با فریبا نادری

فریبا نادری در بازارچه خیریه

گفتگو با فریبا نادری

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 5:37

هنرمندان فیلم «ابد و یک روز» که رکوردار ۹ فان مد بلورین جشنواره اخیر فجر شد، به جانبازان شیمیایی موزه صلح تهران ادای احترام کردند.

عوامل فیلم ابد و یک روز به جانبازان ادای احترام کردند

در اولین گردهمایی بعد از جشنواره، این هنرمندان در موزه صلح تهران حضور یافته و پس از آشنایی بیشتر با موضوعات مختلف اتفاق افتاده در زمان جنگ به کلیه جانبازان شیمیایی حاضر در موزه ادای احترام کردند.

پیمان معادی بازیگر نقش اول «ابد و یک روز» که برای بار دوم به بازدید از این محل آمده بوده، در سخنانی مطرح کرد: من بار دوم است که با اشتیاقی بیشتر از بار اول به اینجا میایم، چون بار اول دوستان جانبازم مانند آقایان سعدی و تقیپور را از نزدیک نمیشناختم ولی الان به شوق دیدار دوباره آنان در اینجا هستم.

او ادامه داد: اتفاقا دیروز دخترم به همراه هم کلاسیهایش به اینجا آمده بود و با شعف خاصی تا پاسی از شب برای من و همسرم از اینجا میگفت. واقعا این انتقال صحیح پیام و آشنایی بیشتر امثال دختر من با تاریخ کشورشان اینگونه باعث غرور است.

سعید ملکان نیز در سخنانی گفت: همه با شوق این دعوت را پذیرفتیم، چون میدانستیم دیدار شما بزرگواران،حال همه ما را خوب و خوبتر خواهد کرد.

در ادامه هنرمندان حاضر، سعید ملکان (تهیهکننده) ، سعید روستایی ( کارگردان ) ، پیمان معادی ، پریناز ایزدیار ، ریما رامینفر ، شیرین یزدانبخش ، معصومه رحمانی ( بازیگران فیلم ) به بازدید از موزه پرداختند که با روایتگری جانبازان هفتاد درصد،محمدرضا تقیپور و حسن حسنی سعدی با موضوعاتی همچون بهکارگیری سلاحهای شیمیایی برعلیه ملت ایران توسط صدام و به پشتیبانی ابرقدرتها در زمانه جنگ همراه شد.

ادای احترام عوامل فیلم ابد و یک روز – عکس شماره ۱

ادای احترام عوامل فیلم ابد و یک روز - عکس شماره 1

ادای احترام عوامل فیلم ابد و یک روز – عکس شماره ۲

ادای احترام عوامل فیلم ابد و یک روز - عکس شماره 2

حضور حبیب والی نژاد تهیهکننده فیلم (ایستاده در غبار ) هم در موزه صلح با عوامل فیلم «ابد و یک روز» همزمان شده بود.

موزه صلح تهران در ضلع شمالی پارکشهر تهران قرار دارد و همه روزه بجز پنجشنبهها و ایام تعطیل بصورت رایگان پذیرای مراجعهکنندگان است.

گردآوری : گروه فرهنگ و هنر فان مد
seemorgh.com/culture
منبع : isna.ir

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 5:37

پرتال اجتماعی فان مد: از یک بدنه ضد ضربه NL6Xبرخوردار است.مقاوت بدنه این محصول به قدری زیاد است که قادر به تحمل وزن ۳۶۵ پوندی یک انسان است.یکی از بزرگترین نگرانی ما در رابطه با نوت بوک ها،اتفاقات فیزیکی و حوادث غیر قابل پیشبینی است.از جمله این شرایط می توان به سقوط،نفوذ آب و مایعات،تحمل وزن و…است.نوت بوک هایی که دو برند پاناسونیک و دل به منظور استفاده در شرایط سخت تولید کرده اند،داری قیمت هایی بسیار زیاد و ظاهری غیر معمول هستند.این لپ تاپ ها برای دانشمندانی که در مناطق خشن مشغول به فعالیت هستند،نیروهای پلیس و ارتش تهیه شده است.در نتیجه نمی توان انتظار استفاده از آنها را در منازل داشت.اما اینک CTL محصولی جدید را روانه بازار کرده است که دارای امکانات فوق العاده ای است!

معرفی مقاومترین نوت بوکهای جهان

این محصول یک کروم بوک آموزشی است که می تواند به عنوان یک لپ تاپ ساده نیز مورد استفاده قرار گیرد.NL6X از یک نمایشگر ۱۱٫۶ اینچی با دقت HD برخوردار است و یک پردازنده اینتل سلرون N2940 وظیفه پردازش اطلاعات را در آن بر عهده دارد.در قسمت بعدی ۴ گیگابایت حافظه رم و ۱۶ گیگابایت فضای EMMC به منظور ذخیره سازی در اختیار کاربران است.WI-FI،بلوتوث،رابط های USB 3.0 و USB 2.0،وب کم،کارت خوان و سیستم عامل کروم از جمله دیگر ویژگی های این محصول هستند.اما این امکانات نقاط قوت و برجستیگی های این نوت بوک محسوب نمی شوند.آن چیزی که NL6X را از باقی محصولات متمایز می سازد،بدنه مستحکم و ضد ضربه آن است.

معرفی مقاومترین نوت بوکهای جهان

NL6X از یک بدنه ضد ضربه برخوردار است.مقاوت بدنه این محصول به قدری زیاد است که قادر به تحمل وزن ۳۶۵ پوندی یک انسان است.از سوی دیگر این محصول ضد آب بوده و بدنه پشتی (پشت مانیتور) آن به شکل یک تخته واید برد (White Board) طراحی شده است و دانش آموزان می توانند بر روی آن نقاشی کشیده و از آن به عنوان یک تخته استفاده نمایند.CTL در مورد این محصول گفت:اطراف و گوشه های بدنه را به شدت مقاوم سازی کرده و تخته ایی پشتی نیز دو برابر مقاوم تر از تخته های درون کلاس است و تمام تلاش ما بر روی مقاوت این محصول معطوف بوده است.CTLدر ادامه به تست های سقوط اشاره کرده و تضمین داده است که این محصول در صورت سقوط از ارتفاع ۷۰ سانتی متری کوچکترین مشکلی نخواهند داشت.NL6X مجهز به یک پوشش ضد شوک بوده و می تواند ارتعاشات سنگین وارده را دفع نماید.در نتیجه کوچکترین ضربه به قطعات داخلی منتقل می گردد.

در نهایت پوشش لولا ها نیز برای استفاده های غیر احتیاطی بسیار عالی توصیف شده اند.همانطور که می دانید کروم بوک ها در بیش از ۶۵% درصد از استفاده های خود،در زمینه های آموزشی فعال هستند و توان مقاومت آنها در برابر آسیب های فیزیکی بسیار حائز اهمیت است.CTL این کروم بوک را با قیمت ۲۶۹ دلار عرضه کرده و هم اکنون موجود است.

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 2:10

پرتال اجتماعی فان مد:نمایش «چمدان» به کارگردانی فرهاد آئیش و با بازی بازیگرانی چون ماپده طهماسبی، شقایق فراهانی، رامین ناصرنصیر، شبنم فرشادجو و … در سالن اصلی مجموعهی تئاتر شهر به صحنه میرود.

گریم متفاون شقایق فراهانی روی صحنه تئاتر /تصاویر

گریم شقایق فراهانی روی صحنه تئاتر

گریم متفاون شقایق فراهانی روی صحنه تئاتر /تصاویر
تصاویر شقایق فراهانی

گریم متفاون شقایق فراهانی روی صحنه تئاتر /تصاویر

هنرمندان سینمای ایران

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 2:10

افتتاح رستوران سید محمد موسوی:

پرتال اجتماعی فان مد:سعید معروف کاپیتان تیم ملی والیبال کشورمان تاکنون حرفی از شغل خود نزده است و تقریبا همه فکر می کنند که او تنها والیبال بازی می کند اما جامعه والیبال از شراکت معروف با مجتبی داورزنی پسر رئیس فدراسیون خبر دارند و اینطور که شنیده می شوند این دو با هم شریک شدند و رستوران مغرب را در خیابان نیاوران راه انداخته اند.

رستوران دار بعدی کسی نیست به جز محمد موسوی مدافع بلندقامت تیم ملی، این بازیکن هم تصمیم گرفته راه کاپیتان را در پیش بگیرد و با احسان بابایی دوست خود رستوران ایتالیایی چیچو را به راه انداخته است.موسوی چندی پیش در مصاحبه با ما اعلام کرد که وارد کار خورد و خوراک شده است و حالا چند شب پیش با دوستان صمیمی خود غذاهای ایتالیایی را تست کرد و افتتاحیه کوچکی را به راه انداخت اما افتتاحیه اصلی رستوران موسوی در هفته های آینده خواهد بود که با حضور چهره های سرشناس برگزار می شود.خیلی ها چنین می پنداشتند که رستوران موسوی در کرج خواهد بود اما او پاسداران را انتخاب کرد و کارش را از این نقطه تهران استارت زد، شاید در آینده یک شعبه هم در کرج زد.

محمد موسوی رستوران خود را افتتاح کرد /تصاویر

افتتاح رستوران موسوی

محمد موسوی رستوران خود را افتتاح کرد /تصاویر

عکس افتتاح رستوران موسوی

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 22:46

پرتال اجتماعی فان مد:هنگامی که به دنبال مدل موی جدید هستید. اولین کاری که باید بکنید این است که اینترنت را بگردید و از افراد مشهور الهام بگیرید، زیرا آنها میدانند که چگونه در کانون توجه قرار بگیرند. در این پست ما مجموعه ای بهترین مدل مو های تیلور سوئیفت را جمعآوری کردهایم که در همه این مدل ها زیبا و جذاب به نظر میرسد.او توجه زیادی به موهای خود میکند به طوری که در سال قبل همه مدل موها را روی موهای خود پیاده کرده است، مدل موی چتری، صاف، فرفری، کوتاه، بلند و …

جدیدترین مدل موها به سبک تیلور سوئیفت
جدیدترین مدل مو های تیلورسوئیفت

جدیدترین مدل موها به سبک تیلور سوئیفت
مدل زیبای مو

جدیدترین مدل موها به سبک تیلور سوئیفت

جدیدترین مدل مو

جدیدترین مدل موها به سبک تیلور سوئیفت

مدل مو های تیلورسوئیفت

جدیدترین مدل موها به سبک تیلور سوئیفت
جدیدترین مدل موها به سبک تیلور سوئیفت

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 22:46

شرایط انتخاب همسر از دیدگاه قرآن کریم

یکی از شرایط انتخاب همسر، اسلام و بُعد مذهبی عقیدتی فرد می باشد

پرتال اجتماعی فان مد:با توجّه به اهمیّتی که همسر در زندگی دارد و آثاری که بر آن مترتّب است ونقشی که هر یک از زن و مرد در آن دارند، می بایست برای انتخاب همسر ملاک ها و دستورالعمل هایی وجود داشته باشد تا افراد با توجّه به آن ملاک ها، همسر مورد نظر خود را انتخاب نمایند و سعادت دنیا و آخرت را به دست آورند.در ازدواج، افراد دارای سلیقه های مختلفی هستند و هر شخصی برای خود ملاک هایی در نظر می گیرد، امّا از نظر قرآن کریم، و سنّت ملاک های مورد توجّه است:
۱٫ اسلام و ایمان:
یکی از شرایط انتخاب همسر که در واقع شریک زندگی است، اسلام و بُعد مذهبی عقیدتی فرد می باشد. زن و مرد می بایست در این امر هم فکر و هم عقیده باشند و اگر یکی از آن ها مشرک باشد، عقد و ازدواج آن ها باطل خواهد بود.

قرآن کریم، به صراحت این مطلب را بیان می کند و می فرماید مرد مسلمان هرگز حقّ ندارد با زن مشرک ازدواج کند،همین طور از ازدواج زنان مسلمان با مردان کافر منع کرده است و این نکته را یادآوری کرده است که ازدواج مردان مسلمان با کنیزان مسلمان بهتر است از ازدواج با زنان آزاده ی مشرک و همین طور ازدواج زنان مسلمان با بردگان مسلمان بهتر از ازدواج با مردان مشرک است: «و َ لا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَ لَأَمَهٌ مُؤْمِنَهٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَهٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَ لا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکِینَ حَتَّى یُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکٍ وَ لَوْ أَعْجَبَکُمْ [۱]؛ با زنان مشرک ازدواج نکنید، تا این که ایمان بیاورند و کنیز باایمان از زن مشرک بهتر است، اگرچه آن زن مشرک (از لحاظ زیبایی) مایه شگفتی شما باشد و به مردان مشرک زن ندهید تا این که ایمان بیاورند و بنده با ایمان از مرد مشرک بهتر است، اگرچه آن مرد مشرک مایه شگفتی شما باشد.»
در ادامه، حکمت حرمت ازدواج با مشرکان را بیان کرده است، می فرماید : « … أُولَئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ…[۲]؛ آن ها به آتش دوزخ می خوانند.» چرا که مسیر مشرک یک مسیر انحرافی است، مسیری است که به ظلمت و تباهی و جهنم ختم می شود.در مقابل آن ها، مسیر افراد مؤمن بهشت، رحمت، مودّت و غفران است: « وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّهِ وَ الْمَغْفِرَهِ بِإِذْنِهِ.»[۳] در آیه ی شریفه، دعوت خداوند و مسیر او به جای دعوت و مسیر افراد مؤمن است، به جهت این که مؤمنین همه دعوت های آن ها، بلکه تمام شئون زندگی آن ها در مسیر خداوند تبارک و تعالی است. مسیر افراد مؤمن با مسیر افراد مشرک تفاوت اساسی و فاحشی دارد، مسیر فکری عقیدتی رفتاری آن ها مختلف است، چگونه با ازدواج که یک وحدت و یگانگی لازم دارد و همراه با رحمت و مودّت است، جمع شود. بنابراین یگانگی و وحدت که در ازدواج مطرح است با اختلاف عقیده و مذهب هرگز جمع نخواهد شد، نه تنها در دین و مذهب می بایست یکی باشند، بلکه در اخلاق هم می بایست، در یک مسیر باشند و در یک جهت حرکت کنند.

به همین جهت است که در روایات تأکید شده که زن و مرد باید «هم کفو» یکدیگر باشند و هم کفو مؤمن را افراد مؤمن و با ایمان دانسته است.از پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ ، سؤال شد که کفو چیست و چه کسانی کفو یکدیگر هستند؟ فرمود: « المؤمنون بعضهم اکفاء بعض».[۴]
۲٫ هم سنخ بودن در پاکدامنی:
از نظر قرآن کریم، فطرت و طبیعت پاکی که به گناهان آلوده نشده، طالب پاکی است؛ چنین فطرت وطبعی جز مجذوب پاکی نمی شوند و جز پاکی را به خود جذب نمی کند: « الْخَبِیثاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ الطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّباتِ[۵]؛ زن های پلید برای مردهای پلید و مردهای پلید برای زن های پلید و زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاکند.»
مراد از خبیث بودن که دسته ای از زنان ومردان را متّصف به آن کرده است یا طیب بودن دسته دیگر، همان جنبه های عفت و ناموسی است و لاابالی بودن نسبت به تقیدات مذهبی، اخلاقی و ناموسی است این معنای اوّلی آیه است، امّا از نظر ملاک و علت معنای وسیعی دارد که منحصر به آلودگی و پاکی جنسی نیست، بلکه هرگونه ناپاکی فکری، عملی و زبانی را شامل می شود.
۳٫ تواضع، توبه، عبادت خداوند، اطاعت فرمان خدا:
قرآن کریم، در سوره ی تحریم، شش وصف از برای همسران خوب اشاره کرده و می فرماید: «… مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکَارًا[۶]؛ همسرانی مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، اطاعت کننده ی فرمان خدا … .»شخصی که می خواهد خانه و خانواده مسلمان و با ایمانی را بنا نهد، باید قبل از هر چیز همسر مسلمان و پاکدامنی را جستجو کند وگرنه بنای خانواده مسلمان و ساختار جامعه ی اسلامی مدّت ها به تأخیر می افتد و به زودی بنیان و اساس آن سست و ناپایدار و بسیار متزلزل و آسیب پذیر می گردد.
۴٫ ایمان و عمل صالح:
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً[۷]؛ هر کس (از مرد یا زن) کار شایسته کند و مؤمن باشد، به طور قطع او را با زندگی پاکیزه ای حیات (حقیقی) بخشیم.»
۵٫ تقوا:
« یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ[۸]؛ ای مردم! ما شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید، هر آینه گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.»

امام صادق ـ علیه السّلام ـ ، در روایتی درباره ی همسر خوب می فرماید: هرگاه کسی از شما قصد ازدواج کرد، سزاوار است دو رکعت نماز بخواند و خدا را بخواند که همسری عفیف و امین، بادیانت و متواضع و حافظ ناموس و اسرار… نصیب وی نماید.»[۹]خلاصه آن که، دین مبین اسلام، در انتخاب همسر فوق العاده توجّه دارد و پیروان خود را به دقّت و احتیاط لازم دعوت نموده است.

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 22:46

پرتال اجتماعی فان مد: اس ام اس تبریک عید نوروز

اس ام اس تبریک عید نوروز

♥♥♥
اگه چه ما یادمون میره که عشق تنها دلیل زندگیه …
ولی باز خدا رو شکر عید نوروز هر سال
اینو به یادمون میآره …
پس نوروزت مبارک
که سال تو پر از عشق کنه …

♥♥♥

چند روز دیگه بهار میاد و همه چی رو تازه میکنه
سال و ماه و روز و هوا و طبیعت و ….
فقط تنها چیزی که کهنه نمیشه
و همه اون تازگی ها می ارزه دوستیمونه !!!

♥♥♥

شمردم من ز چله تا به نوروز
نمانده هیچ جز هشتاد و نه روز
کنون معکوس بشمارید یاران
که در راه است فصل نو بهاران

♥♥♥

. ‘ ۱۲ ‘ .
۹ __/ ۳
‘ . ۶ . ‘
۳۳ میلیارد ثانیه به عید نوروز مانده یادتووووون باشه که من اولین بیکاری بودم که بهتون
تبریک گفتم
دکترم رفتم،گفته فعلا بی خطرم , نگران
نباشین !!!

♥♥♥

عید نوروز مـبـارک
.
.
.
کپے کن بابا کے به کیه

♥♥♥

فرا رسیدن نوروز ۱۳۹۵ این میراث با ارزش ایرانیان را به شما و خانواده محترمتان
.
.
.
بعدا تبریک میگم الان زود

♥♥♥

یه گاو صندوق تو خونه داریم،
سالی فقط دو بار باز میـــــشه
یه بار عید نوروز و یه بارم شب یلدا!
جهت خارج ڪردن آجیل

♥♥♥

سال ۹۴ با تمام ادعاهاش رفیق نیمه راه از آب در اومد امیدوارم
سال ۹۵ مثل اجدادش نارفیق نباشه و با ظهور آقا رفاقت خودش رو ابدی کنه . . .
به امید ظهور آقا ، سال نو مبارک

♥♥♥

پیشاپیش فرا رسیدن سال جدید و عید نوروز ۱۳۹۵ رو خدمت تمامی شما عزیزان و ایرانیان عزیز سرتاسر جهان تبریک عرض می کنیم
سالی سرشار از شادی و موفقیت و سلامتی براتون آرزومندیم

♥♥♥

نوروز باستانی نوید دهنده بهار زندگانی یادآور شکوه ایران
و یگانه یادگار جمشید را به شما تبریک میگویم
امید که سال جدید برایمان کرداری نیک گفتاری نیک پنداری نیک به ارمغان آورد!

♥♥♥

مثل ماهی پر ویتامین مثل سبزه پر از کلروفیل
مثل سمنو پر از قند مثل سنبل پر از رنگ
مثل سیب پر از خاصیت
مثل سکه پر از قیمت هستم !
اینا خصوصیات شخصی بنده بود ، فرستادم تا در جریان باشید …

♥♥♥

نرم نرمک میرسد اینک بهار ، خوش به حال روزگار ، خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها ، خوش به حال غنچه های نیمه باز . . .

♥♥♥

مبارکتر شب و خرمترین روز
به استقبالم آمد بخت پیروز دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود امروز نوروز . . .
نوروز ۱۳۹۵ مبارک

♥♥♥

ای صبح فرح افزا نوروز مبارک باد /// ای نکهت شادی زا نوروز مبارک باد
ای خوب و ای یکتا، نوروز مبارک باد /// ای شوق و سرور ما نوروز مبارک باد……!

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 20:41

کیف لوازم آرایشاین احتمالا یکی از مهم ترین وسایلی است که هر خانم باید در کیف خود داشته باشد. کیف آرایش شما حداقل باید شامل ریمل مژه، خط چشم و رژ لب باشد. این سه محصول شما را برای هر جایی که بخواهید بروید، آماده می سازد!

وسایلی که هر خانمی باید در کیفش داشته باشد

خوشبوکننده دهان

بوی بد دهان بعد از غذا، یک اتفاق اجتناب ناپذیر است. یک خانم همیشه باید برخی از این خوشبوکننده ها مانند آدامس و اسپری را در کیف خود داشته باشد تا لبخند زیبای خود را حفظ کند.

عطر

یک محصول فوق العاده ضروری! یادتان نرود که یک خانم همیشه باید خوشبو بشد.

وسایلی که هر خانمی باید در کیفش داشته باشد

عینک آفتابی و جعبه آن

وقتی که تابش خورشید کم می شود و شما در معرض نور خورشید نیستید، باید عینک خود را در داخل جعبه اش بگذارید و در کیف تان قرار دهید. گذاشتن عینک روی سر خود را فراموش کنید!

آب نبات و شکلات

برای لحظاتی که ممکن است دچار سرگیجه شوید، وجود یک آب نبات یا شکلات یک کمک بسیار بزرگ برای تعدیل احوال تان و افزایش انرژی است. پس از وجود آن در کیف تان غافل نشوید.

کرم مرطوب کننده دست

گاهی اوقات دست هایتان نیاز به توجه و مراقبت بیشتری دارند. هر خانمی باید یک کرم در کیفش داشته باشد. اولین و مهم ترین قانون زیبایی را در مورد دست هایتان فراموش نکنید: رطوبت رطوبت رطوبت!

وسایلی که هر خانمی باید در کیفش داشته باشد

فایل ناخن

فایل ناخن آیتمی است که هر خانم باید در کیف خود داشته باشد! این فایل به شما کمک می کند در طول مدتی که بیرون از خانه هستید، زمان خود را با ناخن شکسته سپری نکنید! این وسیله از این اتفاق ناگوار جلوگیری می کند.

کیف پول

این لیست بدون وجود کیف پول اصلا کامل نمی شود! کیف پول تان باید به اندازه ای باشد که برای پلو های نقد و کارت های اعتباری تان فضا داشته باشد.

وسایلی که هر خانمی باید در کیفش داشته باشد

ضدعفونی کننده

ضدعفونی کننده دست را به لیست وسایل ضروری که هر خانمی باید در کیفش داشته باشد، اضافه کنید. داشتن این وسیله نه تنها شما را به دشت خوشبو جلوه می دهد، بلکه میکروب های دست شما را نیز از بین می برد.

پد و دستمال کاغذی

به همراه داشتن یک پدر و دستمال کاغذی، ضروری تر از آن چیزی است که فکرش را می کنید! وسایلی که فقط برای دوره ای خاص نباید در کیف تان باشد. می دانید که همیشه اتفاقات را نمی شود پیش بینی کرد. وجود این وسایل در کیف تان شما را از پریشانی و نگرانی این زمان ها می رهاند.

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 20:41

پرتال اجتماعی فان مد:اگر به مدت یک ساعت فویل آلومینیومی را بر روی دندانهای خود قرار دهید دندانهایتان مثل برف سفید میشوند.قرار دادن فویل آلومینیومی ...

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 19:39

تعبیر خواب

تعبیر خواب

تعبیر خواب

تعبیر خواب

تعبیر خواب بهشت

تعبیر خواب بهشت به روایت امام جعفر صادق

دیدن بهشت در خواب بر نه وجه است اول: علم، دوم: زُهد. سوم: منت، چهارم: شادی. پنجم: بشارت. ششم: ایمنی. هفتم: خیروبرکت. هشتم: نعمت. نهم: سعادت. اگر به خواب دید که در بهشت است، دلیل بر مرادت دو جهانی است و به دست او خیرات بسیار رود، چون مصلح است. اگر نه به بیماری یا به بلائی مبتلا شود، چنانکه ثواب اهل بهشت بیابد و عالم شود ومردمان از علم او منفعت یابند.

_________________

تعبیر خواب بهشت به روایت محمد بن سیرین

بهشت در خواب دیدن، دلیل خرمی و مژده است از خدای تعالی. اگر بیند از میوه های بهشت فرا گرفت یا کسی به وی داد و بخورد، دلیل که آنقدر که میوه بهشت خورده بود، علم و دانش آموزد و سیرت دین بداند؛ لیکن سود ندارد. اگر بیند با حوران بهشت همی بود، دلیل که نزع بر وی اسان شود. اگر بیند در بهشت مقیم شد، لیکن وی نگذاشتند، دلیل که در دنیا میلش به فساد و عصیان است. اگر بیند در بهشت به روی او بسته شد، دلیل که مادر و پدر از وی ناخوشنود باشند. اگر بیند به نزدیک بهشت شده، بازگردید، دلیل که بیمار شودبه حال مرگ، لیکن از آن شفا یابد. اگر بیند فرشتگان دست وی را گرفتند که در بهشت برند و برفت و در زیر درخت طبی بنشست، دلیل که مراد دو جهانی یابد. اگر بیند وی را از خردن شراب و شر منع کردند، دلیل بود بر تباهی دین وی. اگر بیند از میوه های بهشت کسی بدو داد، دلیل که آن کس را از علم وی بهره بود. اگر بیند دربهشت آتش انداخت، دلیل که از باغ کسی چیزی به حرام بخورد. اگر بیند از حوض کوثر آب خورد، دلیل که بر دشمن ظفر یابد. اگر بیند کوشکهای بهشت یکی به وی دادند، دلیل که دلارامی یا کنیزکی به زنی بخواهد.

_________________

تعبیر خواب بهشت به روایت منوچهر مطیعی تهرانی

بهشت نیز مثل بهار دیدنی نیست و ما مختصات و مشخصاتی از بهشت در دست نداریم که وقتی در خواب خود باغی بزرگ را دیدیم بدانیم آن جا همان بهشت موعود است لیکن آن چنان که به تجربه آموخته ایم این احساس در ما ایجاد می شود و در عالم خواب می فهمیم که آن باغ بیکران و زیبا بهشت است. زیاد اتفاق افتاده که در خواب یکی از بستگان و دوستان متوفای خویش را می بینیم و با او حرف می زنیم، حالش را می پرسیم ولی در باطن می دانیم که او مرده است حتی در همان عالم خواب به خود می گوئیم که او مرده پس چگونه به اینجا امده و با ما حرف میزند. این ذهن مضاعف است که فقط در خواب زنده می شود و جان می گیرد . به کمک همین احساس یعنی ذهن مضاعف است که در خواب می فهمیم این جا بهشت است. پس وقتی در خواب احساس کردیم جائی که هستیم بهشت است بسیار نیکو است و اگر درون بهشت باشیم خیلی بهتر است تا بیرون آن باشیم. اگر خویشتن را در بهشت دیدید اما حیواناتی آن جا مشاهده کردید که بر مبنای گمان و تصور ما نباید آن جا باشند مثل گرگ، روباه، کفتار، کرکس، موش و خفاش، گوینده این است که در آینده نزدیک با مردمی محشور می شوید که از آن ها می ترسید. از کسانی مجبور می شوید خواهش بکنید که به ناحق بر آن مقام و مرتبه رسیده اند یا شما این طور فکر می کنید. اگر هیچ کس جز شما در بهشت نباشد و شما احساس تنهائی بکنید خواب شما می گوید انسان خود خواهی هستید و اگر احساس تنهائی کردید خواب شما خبر می دهد که اطرافیانتان را از خود آزرده اید که باید جبران کنید. اگر خود را بیرون بهشت دیدید و با حسرت به آن جا نگاه کردید موردی پیش می آید که می تواند برای شما سود بخش و افتخار آفرین باشد اما در خود شایستگی رسیدن به آن را سراغ ندارید. اگر شما دیدید بیرون بهشت هستید و در به روی شما بسته در راه پیشرفتتان مانعی پیش می آید که برداشتن آن مانع و حل آن مشکل در قدرت شما نیست. اگر کسی شما را به بهشت دعوت کرد مژده ای می شنوید و اگر کسی شما را به بهشت هدایت کرد از یاری و مساعدت یک نفر بهره مند می گردید. به طور کلی دیدن بهشت خوب است و مبارک.

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 19:39

تزیین دستمال سفره یکی از بهترین ایده ها برای تزیین میز ناهارخوری و سفره های تان است. این بار دستمال سفره تان را به شکل یک قلب قرمز آتشین تزیین کنید.

آموزش تصویری تزیین دستمال سفره به شکل یک قلب آتشین

دستمال سفره یکی از اجزای جدایی ناپذیر هرمیز غذاخوری است. این برای برای کسانی که دوست شان دارید یک دستمال سفره زیبا به شکل یک قلب پر از احساس درست کنید.

مرحله اول تزیین دستمال سفره به شکل قلب

مرحله اول تزیین دستمال سفره به شکل قلب

مرحله دوم تزیین دستمال سفره به شکل قلب

مرحله دوم تزیین دستمال سفره به شکل قلب

مرحله سوم تزیین دستمال سفره به شکل قلب

مرحله سوم تزیین دستمال سفره به شکل قلب

مرحله چهارم تزیین دستمال سفره به شکل قلب

مرحله چهارم تزیین دستمال سفره به شکل قلب

تزیین دستمال سفره به شکل قلب

valentine-heart-napkin-fold-steps.jpg

تهیه و تدوین : گروه سبک زندگی فان مد
اختصاصی فان مد

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 16:58

سیروس تقی نژاد بازیگر معمای شاه و مختار نامه در یک حادثه رانندگی جان باخت . به گزارش خبرآنلاین، نعیمه نظامدوست بازیگر سینما و تلویزیون در صفحهی شخصی اینستاگرامش از درگذشت سیروس تقینژاد هنرمند پیشکسوت عرصعه تئاتر، سینما و تلویزیون بر اثر تصادف خبر داد. از جمله آثار این بازیگر میتوان به سریالهای «مختارنامه»، […]

بازیگر معمای شاه و مختارنامه درگذشت

سیروس تقی نژاد بازیگر معمای شاه و مختار نامه در یک حادثه رانندگی جان باخت .
به گزارش خبرآنلاین، نعیمه نظامدوست بازیگر سینما و تلویزیون در صفحهی شخصی اینستاگرامش از درگذشت سیروس تقینژاد هنرمند پیشکسوت عرصعه تئاتر، سینما و تلویزیون بر اثر تصادف خبر داد.

از جمله آثار این بازیگر میتوان به سریالهای «مختارنامه»، «راز شیوا»، «تاکسی برگشتی» و «معمای شاه» اشاره کرد.

تقینژاد امروز بر اثر تصادفی در اتوبان تهران کرج درگذشت.

اخبار فرهنگی و هنری – خبرآنلاین – بیتوته

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 16:58

صفحه بندی